یه زندگی خوب



مشاهده شبکه های دنیا مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دست پر مهر مادر

تنها دستی هست ،

که اگر کوتاه از دنیا هم باشد،

از تمام دستها بلند تر است...



نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1391ساعت 11:15 AM توسط آبی آسمونی نظرات (0)


خنده تاریخ انقضا نداره


پس همیشه بخند...


نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت ماه سال 1391ساعت 8:50 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)


عادت کنیم که خوشبخت باشیم 

نوشته شده در یکشنبه 10 اردیبهشت ماه سال 1391ساعت 4:25 PM توسط آبی آسمونی نظرات (3)


http://www.webgardi2030.ir/files/fa/news/1391/1/17/12890_497.rar


نوشته شده در یکشنبه 10 اردیبهشت ماه سال 1391ساعت 4:21 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)


در منزل مواظب کوچک‌ترین رفتار و عمل خود باشید، زیرا که فرزند شما، مثل دوربین‌ فیلمبرداری تمام حرکات و رفتارتان را ضبط و ثبت می‌کند و در آینده بروز می‌دهد.


حضرت محمد (ص) می‌فرمایند: «بچه‌ها آینه‌ی رفتار شما هستند.»

نوشته شده در یکشنبه 10 اردیبهشت ماه سال 1391ساعت 3:32 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

سلام 

دوس  دارم یه سایت که اخیرا زیاد ازش استفاده کردم  رو بهتون معرفی کنم 

بیشترین استفاده خودم تا حالا از بخش گالری  به ویژ فایل های صوتی با صدای فرهمند آزاد 

که همشو دوست دارم 

قسمت های دیگه ای هم داره ها  مثل آموزش و خدمات مثل فال حافظ  ، دانلود، کتابخانه 

موبایل اسلامی  ، گالری عکس و فیلم  به ویژه مستند های خوب  و قسمت های دیگه   

امیدووارم بهترین استفاده رو داشته باشید.

 http://www.aviny.com/

نوشته شده در دوشنبه 4 اردیبهشت ماه سال 1391ساعت 5:39 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

  

 باران که می بارد  تو می آیی                                                   

 باران گل  باران نیلوفر                           

  باران مهر و ماه و آیینه      

                 باران شعر و شبنم شبدر 

 

 

باران که می بارد تو در راهی                                 

   از عطر شب تا باغ بیداری               

  از عطر عشق و آشتی لبریز 

                   با ابر و آب و آسمان جاری 

 

 

********************************** 

سلام 

دوس دارم حرف دل مون رو  راجب بارون به هم بزنیم ...  

 *********************** 

اینم مکملش... happy

 

 

آسمان رعدی زد

ابرها غریدند

قطرات باران

نم نم باریدند

بوی آب و کاهگل

تق تق شیروانی

ناله ناودانی

توی کوچه پیچید

کاشکی دلها نیز

چون هوای کوچه

پس از این باریدن

بوی پاکی میداد...

happy******************happy
وای باران

باران

شیشه پنجره را باران شست

از دل من اما

چه کسی نقش تو را خواهد شست .

اسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دل تنگ.

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران

باران

پر مرغان نگاهم را شست.

خواب رویای فراموشیهاست !

خواب را دریابم

که در آن دولت خاموشیهاست.

من شکوفایی گلهای امیدم

را در رویاها می بینم .

و ندایی که به من می گوید :

(( گرچه شب تاریک است

دل قوی دار    

 سحر نزدیک است ))

دل من در دل شب

خواب پروانه شدن می بیند.

مهر در صبحدمان

داس به دست

خرمن خواب مرا می چیند.

آسمان ها آبی

پر مرغان صداقت هم آبی است

دیده در آینه صبح خواب تو را می بیند.

از گریبان تو صبح صادق

می گشاید پر و بال

تو گل سرخ منی

تو گل یاسمنی

تو چنان شبنم پاک سحری؟!

نه از آن پاکتری

تو بهاری

نه بهاران از توست

از تو می گیرد وام

هر بهار این همه زیبایی را.

هوس باغ و بهارانم نیست

ای بهین باغ و بهارانم تو!   

 

اینم مکمل بعدیش:  happyhappyhappy

http://www.iranblood.org/farsi_literature/poems/golchin_gilani/baran/BazBaran_GolchinGilani.htm

  
نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین ماه سال 1391ساعت 6:56 PM توسط آبی آسمونی نظرات (2)

سلام 

مطلب زیر  دقیقا کپی کردم منابعشون هم در پایین نوشته 

 بازی وبلاگی پرواز با هزار تومنی !

نام بازی : بازی وبلاگی پرواز با هزار تومنی !                                 

داور : خداوند

کمک داور : وجدان خودتون

 

با یک هزار تومانی دو بال ساخته ام

و می خواهم با آنها تا خداوند پرواز کنم

کسی هست که در این پرواز یاریم کند ؟!

اسم بازی هست پرواز با هزار تومنی . این جمله رو که یادتون هست ؟!با هزار تومن چی کار میشه کرد ؟!

خیلی وقتا توی خیلی سایت ها این تبلیغ رو که مربوط به موسسه خیریه محکهست می بینیم اما شاید به دلایلی مختلفی مثل تنبلی در عضویت کوتاهی کردیم . این بازی یک تلنگر هست برای اون هایی که هنوز عضو نشدن که ضرف هفت روز آینده عضو بشن و اونایی که عضو هستن عیدی بچه های محک رو بدن .

ما حد اقل مبلغی رو برای بازی همون هزار تومن در نظر می گیریم اما اگر کسی بیشتر از هزار تومن هم هدیه کرد لطفا فقط بگه هزار تومن واریز کرده . نمی خوایم با افزایش مبلغ واریزی یکی از دوستان کار بقیه کم به نظر بیاد چون بزرگیه کار انسان ها رو فقط خدا تعیین میکنه و فقط اونه که می دونه کمک های ما به چه نیتی و در چه وضعیتی بوده .

اول تصمیم گرفتم از محک یه شناسه عضویت بگیرم و همه به اون حساب واریز کنیم یا اینکه هر کس شناسه عضویتش رو بفرسته برام . اما بعد شرمنده شدم از تصمیمم چون فقط خداونده که میتونه ارزش کار انسان ها رو مشخص کنه و از اون گذشته اینکه هر کس یه شناسه برای خودش داشته باشه بهتره تا همیشه بتونه لااقل ماهی یک بار با حداقل یه هزار تومنی تا خدا پرواز کنه .

داور رو خداوند قرار دادیم چون همیشه ناظر همه اعمال بنده ها هست و خودش میدونه کی در بازی شرکت کرده .

یک کار دیگه هم هست که شرکت کننده ها باید انجام بدن . باید به دوستاشون اطلاع بدن . که هر چه اشخاصی که با اطلاع شما وارد این زنجیره مهرورزی شدن بیشتر باشه امتیاز شما بیشتر میشه .

یادتون نره این یه مسابقه نیست یه بازیه که داورش خداوند و باید مطمئن باشید داور عادلیه و حتما پاداش این مهرورزیتونو میده .

شرایط بازی به اختصار :

1 . قرار دادن همین پست در وبلاگتان

2.  عضویت در موسسه محک ( عضویت در محک تلفنی هم انجام میشه ) (برای کسانی که عضو نیستند)

من برای سهولت شما لینک مستقیم درخواست عضویت رو در محک براتون گذاشتم ولی ثبت نام از طریق شماره تلفنش خیلی راحت تره که شمارش رو در همین صفحه ای که گذاشتم می بینید

 تلفن مستقیم با درخواست عضویت محک : ۰۲۱-  23540( لینک مستقیم عضویت در محک )

3 . واریز حد اقل هزار تومن به عنوان عیدی کودکان محک .( چنانچه در صورت تمایل بیشتر از هزار تومان هم هدیه کردید لطفا فقط هزار تومان بیان کنید) (در صورت تماس با همون شماره بالا برای انواع واریز راهنماییتون میکنن)

4 . اطلاع رسانی به لینک دوستان وبلاگی و آشنایان .

5 . و همه این کار ها باید ضرف 7 روز آینده انجام بشه .

 

یادتون نره این دوستای کوچولو منتظرن تا شما بازی

رو شروع کنید ....

نکته : هر کس در بازی عضو شد به من اطلاع بده که یه آماری داشته باشیم

آمار پرواز کنندگان تا این لحظه !واقعا با این استقبال ذوق زدم کردین

دوستان ؛ مطلب بالا از وبلاگ خدا تنهاکس بی کساست،خوش به حال بی کسا!!! کپی شده، لطفا برای اعلام عضویت خودتون، به این وبلاگ برید و نظر بذارید...ممنون 

 

منابع:

 http://mojezegar.blogfa.com/

http://www.asemooone-abi.blogfa.com/

نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین ماه سال 1391ساعت 7:22 PM توسط آبی آسمونی نظرات (2)

 

 

 

 

 سلام  

ایام فاطمیه رو تسلیت میگم بهتون  

بچه ها برا همه  دعا کنید 

خودم دلم گرفته خیلی...  

****************************************************

نگاه سرد مردم بود و آتش                 صدا بین صدا گم بود و آتش
بجای تسلیت با دسته ی گل                هجوم قوم هیضم بود و آتش

دوبیتی از : محسن عرب خالقی 

                                              ***************

 ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم          مامور برای خدمت زهرائیم
روزی که تمام خلق حیران هستند            ما منتظر شفاعت زهرائیم 

 

دوبیتی از  :  جواد حیدری

http://www.aviny.com/occasion/ahlebeit/fatemeh/shahadat/88/Shear/Shear_2Beiti.aspx

نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین ماه سال 1391ساعت 7:48 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

   

معنی عشق

عشق یعنی معنی بالا بلند
عشق یعنی دوری از هر دام و بند

گر که خواهی عشق را معنی کنم
بحر باشم بایدت باشی چو نم

عشق یعنی آتش اندر جان شدن
سوختن در آتش و درمان شدن

عشق یعنی ناله های فاطمه
خطبه خواندنهای او بیواهمه

عشق یعنی در تب و تاب علی
نام مولا بر زبان راندن جلی

عشق یعنی ماجرای کوچه ها
دانی آیا بر سرش آمد چه ها

فاطمه معنای عشق برتر است
ذوب در مولا و میرش حیدر است

فاطمه دستش بدامان علیست
عشق بازیهای زهرا منجلیست

عشق یعنی جان نثاری پشت در
از پی مولا دوید آسیمه سر

دست مولا را به هم پیچیده دید
از پی مولا و عشق خود دوید

گفت مولایم رهانیدش ز بند
روبهان حیله گر گیرید پند

بر سر پیمان خود جان را نهاد
هر چه جانانش بگفت آنرا نهاد

گفتش او جانم چه باشد بهر یار
میکنم قربانیش دار و ندار

عشق یعنی عشق زهرا و علی
جان یکی اندر دو قالب تن گلی

اینچنین مولای من تعلیم داد
درس عشق اندر نهاد من نهاد

نام زهرا دین و هم دنیای ماست
عشق پاکش آخرین سودای ماست

اول و آخر رضای فاطمه
منتهای آرزوی ما همه



مجید امیری

نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین ماه سال 1391ساعت 7:10 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

 أمالی شیخ طوسی الْمُفِیدُ عَنِ الصَّدُوقِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ‏ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ عِکْرِمَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ قَالَ لَمَّا حَضَرَتْ رَسُولَ اللَّهِ ص الْوَفَاةُ بَکَى حَتَّى بَلَّتْ دُمُوعُهُ لِحْیَتَهُ فَقِیلَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا یُبْکِیکَ فَقَالَ أَبْکِی لِذُرِّیَّتِی وَ مَا تَصْنَعُ بِهِمْ شِرَارُ أُمَّتِی مِنْ بَعْدِی کَأَنِّی بِفَاطِمَةَ بِنْتِی وَ قَدْ ظُلِمَتْ بَعْدِی وَ هِیَ تُنَادِی یَا أَبَتَاهْ فَلَا یُعِینُهَا أَحَدٌ مِنْ أُمَّتِی فَسَمِعَتْ ذَلِکَ فَاطِمَةُ ع فَبَکَتْ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تَبْکِینَ یَا بُنَیَّةِ فَقَالَتْ لَسْتُ أَبْکِی لِمَا یُصْنَعُ بِی مِنْ بَعْدِکَ وَ لَکِنِّی أَبْکِی لِفِرَاقِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَهَا أَبْشِرِی یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ بِسُرْعَةِ اللَّحَاقِ بِی فَإِنَّکِ أَوَّلُ مَنْ یَلْحَقُ بِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی‏

ترجمه:

شیخ طوسى در امالى به سندش از عبد اللَّه بن عبّاس روایت کرده:هنگامى که وفات پیغمبر اسلام صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نزدیک گردید آن حضرت به قدرى گریست که محاسن مبارکش تر شد. عرض شد: یا رسول اللَّه! چرا گریه مى‏کنى؟ فرمود: براى ذرّیّه و فرزندانم و آن ستمهایى که از جفاکاران امّتم بعد از من به ایشان مى‏رسد، مى‏گریم. گویا مى‏بینم دخترم فاطمه زهرا بعد از من مظلوم واقع شده، هر چه صدا مى‏زند: یا ابتاه! احدى از امّت من به فریاد او نمى‏رسد. وقتى فاطمه این مطلب را شنید، گریان شد. پیغمبر اکرم به وى فرمود: دخترم، گریان مباش! فاطمه گفت: پدر جان! من براى ظلم‏هایى که بعد از تو خواهم دید گریه نمى‏کنم، بلکه براى فراقت اشک مى‏ریزم. پیغمبر فرمود: دخترم، مژده باد تو را! زیرا تو اوّلین کسى هستى که در میان اهل بیتم به من ملحق خواهد شد.  

 

http://fatemi-yeh.blogfa.com/

نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین ماه سال 1391ساعت 5:47 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

سلام  

این جملات رو گلچین کردم براتون. 

همه ما جملات زیادی رو از منابع مختلف خوندیم 

ولی 

یه نکته مهم اینه 

که 

این جملات  

به یاد ماندنی باشن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

یا 

به کار بردنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

انتخوابش با خودمونه 

 **************** 

*********** 

******* 

**** 

*** 

** 

 

اگرمیخواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ بدهد

باور محال بودنش را عوض کن happy  

 

***

اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند...

بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغازhappy  

 *** 

خداوندا...!
مردم شکر نعمت های تو میکنند و من شکر بودن تو...
چرا که نعمت
بودن توست...!happy
 

  

***

اگه کسی تو چشات نگاه کردو قلبت لرزید عجله نکن
چون ممکنه یه روز، کاری با قلبت بکنه که چشات بلرزن
happy

  

***

 خدا آن حس زیباییست که در تاریکی صحرا ، زمانی که هراس و ترس میدزدد سکونت را ، یکی مثل نسیم سرد میگوید "کنارت هستم ای تنها و دل آرام میگیرد" happy 

  

***

هنگامی که افسرده ام میدانم جایی در اعماق وجودم حضور خدا را نپذیرفته ام ...
شادی را با ارتباط با خدا درونت خلق کن ...
از هیچ مشکلی در زندگی نترس و با امید و شهامت حرکت کن ...
تو در آغوش خدایی ، بخند !!!happy

  

***

پروردگارا تو تکراری ترین ” حضور ” روزگار منی

و من عجیب ؛ به آغوش تو
از آن سوی فاصله ها
خو گرفته ام . . .happy

 

*** 

 اگر بتوانی دیگری را همانطور که هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو واقعی است.happy 

 

*** 

 

وسعت دوست داشتن همیشه گفتنی نیست، گاه نگاه است و گاه سکوت ابدیhappy  

 

***

  

کسی که دوستت داره، همش نگرانته.

به خاطر همین بیشتر از اینکه بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باشhappy

 

  

*** 

مهمنیست که چه اندازه می بخشیم، بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داردhappy 

   

***

همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره


اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقتهhappy

 

  ***

 

یاد گرفته ام که با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش زندگی کند

 

یاد گرفته ام با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه میکند

 

یاد گرفته ام از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود

 

یاد گرفته ام تنهایی را به بودن درجمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم...

 

 

http://persianboy.blogsky.com/category/cat-25/

نوشته شده در شنبه 12 فروردین ماه سال 1391ساعت 2:04 PM توسط آبی آسمونی نظرات (3)

شناسه های مهم در دوران شناخت و نامزدی

1. هیبت:

فرد مورد نظر شما باید شما را از نظر اتکای خانواده اغنا کند. شما او را باید بعنوان ستون و تکیه گاه زندگی خود بپذیرید. هرگونه نگاه سرسری در این مورد عواقب دهشتناکی را به همراه دارد. پس در وهله ی اول این موضوع را در نظر داشته و با آن کنار بیایید.

2. حمایت:

در بحرانی ترین شرایطی که می توانید تصور کنید شما و خانواده تان به آن دچار شوید می توانید انتظار حمایت از او داشته باشید؟ کاری انجام می دهد و یا می خواهد؟ شما و خانواده تان چقدر برای او مهم هستید؟ پاسخ به این سوال ها ، تصورتان از حمایت همسر آینده تان را روشن می سازد.

3. امنیت:

شما به امنیت نیاز دارید و به انواع آن هم!

امنیت عاطفی برای اینکه تنها یکه تاز دل شما او باید باشد .. بتوانید عاشقش باشید و عاشقش باقی بمانید.

امنیت اقتصادی برای اینکه تدبیر زندگی تان را بدیت بگیرد .. دست و دلباز برای شما باشد و خساست برای همسر در اینجا معنا ندارد و نمره ی منفی وحشتناکی را حائز می گردد.

امنیت غریزی برای اینکه خیال تان آرام و راحت باشد که فقط با شماست و امنیت جنسی را برایتان به ارمغان می آورد .. از لحاظ مصون بودن از بیماری های مهلک بی بند و باری.

4. احترام:

احترام شما و خانواده تان .. این شامل قابل قبول بودن لحن و شیوه ی کلام از نظر شما نیز می شود .. اگر طرز صحبت کردن و معاشرت ایشان را نمی پسندید مطمئن باشید پس از ازدواج هیچ چیز تغییر نخواهد کرد .. اصولا به تغییر بعد از ازدواج اعتقادی نداشته باشید!

5. محبت:

محبت کردن یه شما را بلد باشد و به زبان شما! .. دقت کنید محبت کردن به زبان شما را بلد باشد و یا حداقل یاد بگیرد و سلیقه و علایق شما دستش بیاید و خود را ملزم به رعایت آن بداند .. یعنی شما با دوست داشتن کلامی ارضا می شوید یا یک شاخه گل گرفتن ساده یا خرید یک سرویس طلا! .. این ها را بداند تا برای هیچ کدام تان سوءتفاهم ایجاد نشود.

برای یک انتخاب مناسب اینها را باید از طرف مقابل بدانید ولی آیا باید ما فقط بدانیم؟ نه بگذارید او هم به ابهامات ذهنش پاسخ دهد .. همه چیز را به او بگوییم؟ در حد اینکه سوءبرداشت ایجاد نکند باید بگوییم.

"جز راست نباید گفت    هر راست نشاید گفت"

بعضی موارد هست که گفتنش کمکی نمی کند و بعدها هم او بفهمد چیزی را تغییر نمی دهد ولی الان ممکن است موقعیت را حساس کند پس فعلا نمی گوییم ولی موارد مهم در تصمیم گیری حتما باید عنوان شود ولو به ضررتان است.

و مورد مهم دیگر این است ما تلاش می کنیم اطلاعاتی از طرف مقابل را بدست بیاوریم تا با طیب خاطر دست به انتخاب بزنیم آیا صرف کسب اطلاعات از پارتنر مشکل را حل می کند؟

پاسخ منفی ست! بسیاری از ابهامات نزد خود ماست و ما باید خود را بهتر بشناسیم و خواسته هایمان را بطور روشن مطرح کنیم. پیشنهاد می گردد موارد زیر را از قبل نزد خودمان پاسخ دهیم و از طرف مقابلمان نیز بپرسیم .. در شناسایی عواطف و علایق و تفاهمات و اختلافات کمک شایانی می کند:

1. نقاط ضعف:

شناسایی نقاط ضعف ما مهمترین نکته است .. اینکه ما زودرنجیم ، حساسیم ، دیر ناراحت میشویم ، بلندبلند حرف میزنیم یا بلند قهقهه میزنیم و ... کمک می کند به کیفیت رابطه ی ما!

2. غبطه ها و کاش ها:

شناسایی اندوه ها ، آرزوها ، ... و هر چیزی که فکر می کنید بدون در نظر گرفتن توانایی همسرتان دوست دارید انجامش بدید یا می دادید!

3. فرهنگ خانواده:

خانواده ی مذهبی دارید یا روشنفکر؟ باز یا بسته؟ فرهنگی یا بازاری؟ مطالعه ای یا فیلمی؟ و ... هر چیزی که به نظرتان میاید را به او بگویید.

4. انعطاف پذیری:

در چه حدی خود را انتقادپذیر می دانید؟ چقدر نیز انتقاد می کنید؟ شما را به عنوان یک فرد غرغرو در خانواده می شناسند؟

5. نقاط عطف زندگی:

برای هم از افتخارات ، مدالها ، خاطره ای خنده دار و پر غرور ، ... و هر چیزی که برای شما مهم جلوه ی کند بگویید.

6. تصمیم گیری در خانواده:

در خانواده ی شما تصمیم گیرنده کیست؟ یک نفر یا همه؟ مشورتی ست یا دیکتاتوری؟ شما چی دوست دارید؟

تعهد و تعصب برای بعد از انتخاب است .. این انتخاب یا بعد از نامزدی ست یا بعد ازعقد تصمیم با شماست . برای شناخت در دوران نامزدی 10 جلسه ی الزاما 10 ساعته پیشنهاد می شود که بعد از پایان آن امکان انتخاب داشته باشید نه اینکه ابتدای امر عقد دایم کنید و حالا بروید برای شناخت! چرا که بعد از 10 جلسه حق هیچکونه انتخاب و اظهارنظری ندارید! ابهامات را نیز بدون هیچ تعارف و مصلحتی بپرسید .. مواردی هست که مادر یا پدر پارتنر هیچ جا دیده نشده ولی هیچ وقت سوال ایجاد نشده که مثلا آقای پدر کجا هستند!

در نهایت چیزهایی که شما را مطمئن می کنند برای انتخاب و زندگی مشترک را روشن سازید .. توقعاتی که دارید .. زندگی ای که دوست دارید .. شرایط اقتصادی .. کلاس زندگی دلخواه و ... هر چیزی که برای شما اهمیت دارد. 

 

http://mahdicu.persianblog.ir/post/38/

نوشته شده در شنبه 12 فروردین ماه سال 1391ساعت 1:33 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

انواع عشق  - دکتر ابراهیم میثاق 

عشق تازگی : با شروع ارتباط آغاز می شود. یعنی به نوعی به خاطر تازگی و نویی آن جذب آن می شوید. خب طبعا به مرور زمان از تازگی آن کاسته خواهد شد. دوستی دختر و پسر تحت لوای دوست دختر دوست پسری از این نوع است و صرفا پس از بدست آوردن همدیگر فروکش می کند.

عشق نیاز :  با بحران شروع می شود. شما نیاز پیدا می کنید به کسی ، چیزی ، شرایطی و یا هر نیاز دیگری ؛ و عشق و دوست داشتن بصورت احساسی مبهم شروع می شود. خب این بار هم با عادی شدن شرایط عشق کم می شود و زمان مرگ آن از بین رفتن نیاز و یا ارضای آن است.

عشق محدودیت : چیزی را که ندارید و یا اجازه ندارید که داشته باشید شما را مشتاق می کند و عاشق. این محدودیت و فراق و یا دوری احساس شما برانگیخته می کند. مرگ این نوع عشق و رابطه وصال است! به محض اینکه به هم میرسند سیر می شوند. عشق های راه دور ( از 2 شهر یا حتی کشور ) و یا چتی و اینترنتی از این گونه اند. شاید نمونه هایی را دیده باشید که 2 نفری پس از مدت مدیدی دوستی و عاشق و عاشقی لیلی و مجنون وار ، به محض ازدواج از هم جدا می شوند.

عشق لیاقت : با شناخت و توامان تناسب آغاز می شود. چون هیجان در آن کم است سرعتش هم کم است ولی ارزش و اعتبار بیشتری دارد. شما در شرایط عادی کسی را می بینید و با در نظر گرفتن کلیه ی جوانب او را انتخاب می کنید. حتما می پرسید مثل 3 مدل قبلی عشق ، مرگ و یا همان پایان آن کجاست؟ خب اجازه بدهید که من به شما بگویم که این عشق ، مرگ ندارد. پدران ما و یا خانواده هایی که در اوج کهولت هنوز هم عاشقانه به هم می نگرند و عاشقند از نوع عشق لیاقت دارتد که تا پایان عمر کنار هم قرارشان خواهد داد. 

 

به قول دکتر ، دوست داشتن هاتون باید به شکل زیر ادا بشه:

دوستت دارم نه چون تازه با تو آشنا شده ام(عشق تازگی) ،

دوستت دارم نه چون محتاج توام(عشق نیاز) ،

دوستت دارم نه چون ناکام در وصال توام(عشق محدودیت) ،

دوستت دارم چون دوست داشتنی هستی(عشق لیاقت). 

 

http://mahdicu.persianblog.ir/tag/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1_%D9%85%DB%8C%D8%AB%D8%A7%D9%82

نوشته شده در شنبه 12 فروردین ماه سال 1391ساعت 1:08 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

 

عشق یعنی یک تبسم یک نگاه        

جوششی در چشمه های مهر و ماه

عشق یعنی بی صدا آوا شوی

از نگاه ساده ای رسوا شوی

عشق یعنی آرزو یعنی امید

عشق یعنی روشنی یعنی سپید

عشق یعنی غوطه خوردن روی موج

عشق یعنی رد شدن از مرز اوج

عشق یعنی لحظه دیدار یار

عشق یعنی لحظه های بیقرار

عشق یعنی تا قیامت زندگی

دل رها کردن ز بند بندگی

عشق یعنی آنکه دریایی شویم

خالق و مبهوت زیبایی شویم

عشق پرتاب گلی از سوی دوست

هر کجا باشد دلم همراه اوست

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

در حقیقت عشق یعنی سادگی

در کمال برتری افتادگی

 عشق یعنی با منی دستم بگیر

بی توقع در ره جانم بمیر

عشق یعنی آن نخستین حرف ها

حرف ها در کوه ها کوهسارها

عشق یعنی یاد آن روز نخست

عشق یعنی هر چه در آن یاد توست

عشق یعنی با تو خواندن از جنون

عشق یعنی سوختن ها از درون

عشق یعنی سوختن تا ساختن

عشق یعنی عقل و جان را باختن

عشق یعنی شاخه ای گل در سبد

عشق یعنی دل سپردن تا ابد

عشق یعنی سروهای سربلند

عشق یعنی خارها هم گل کنند

عشق یعنی تا ابد با من بمان

عشق یعنی هم نفس با من بخوان

عشق یعنی یک صدف در دست او

قلب من در بین ان همراه او

عشق یعنی دست هایم مال تو

چشم های خسته ام دنبال تو

عشق یعنی ما گرفتار هم ایم

دوستار هم هستیم وفادار هم ایم

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراقش سوختن

عشق یعنی پاک ماندن در فساد

آب ماندن در دمای انجماد

عشق یعنی رفتن از شهر بهار

با دو چشم تر به سوی روزگار

عشق یعنی بی وفایی های یار

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی یک تمنا یک نیاز

زمزمه از عاشقی با سوز و ساز

عشق یعنی شب نشینی با خدا

گفتگو با ناله اما بی صدا 

 

 

 شعر: محمد رضا میثاق 

mohammadrezamisagh.persianblog.ir

نوشته شده در شنبه 12 فروردین ماه سال 1391ساعت 12:21 PM توسط آبی آسمونی نظرات (2)

 

 

 

 

 

به یک اشک ندامت جرم عالم میتوان شستن 

 

به چشم خویش دیدیم وسعت دریای رحمت را  

                                                    

                                         "محسن تقوی"

نوشته شده در یکشنبه 6 فروردین ماه سال 1391ساعت 8:47 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

اگر دختری در سنین ازدواج هستید، بهتر است مردان را بهتر بشناسید... شناخت روحیه مردان نه تنها مشکلات زوجین را کم می کند بلکه باعث برقراری رابطه بهتر بین آنها می شود. روان شناسانی که نقش جنسیت را در برقراری ارتباط مطالعه می کنند، این ۱۷ نکته را در مورد شناخت مردان با اهمیت می دانند.  

۱) مردان در مورد احساسشان صحبت می کنند اما... مردان ترجیح می دهند درمورد احساساتشان غیرمستقیم صحبت کنند. پس از همسرتان بخواهید برنامه اش را برای تعطیلات آخر هفته بگوید یا اینکه فکر و تصور خود را در مورد شما و اولین باری که شما را ملاقات کرده است، بیان کند. پاسخ او روشن می کند احساسش چیست و این گونه خود را به شما نزدیک تر می بیند.  

۲) مردان با کارهایشان دوست داشتن را بیان می کنند بیشتر مردان ترجیح می دهند احساسات و حس دوست داشتن را با انجام برخی کارها بیان کنند، مثلا وقتی وسایل خراب خانه را تعمیر یا حیاط را تمیز می کنند یا سطل زباله را بیرون می برند، دوست داشتن خود را نشان می دهند. حتی خرید کردن برای خانه و زیباسازی محیط آن هم بیانگر این است که شما را دوست دارد.  

۳) مردان ازدواج را جدی می گیرند مردان معمولا از ابراز سریع نظر خود واهمه دارند. شواهد نشان می دهد آنها ازدواج را بیشتر جدی می گیرند ولی ممکن است مدت طولانی تری طول بکشد تا احساس خود را بیان کنند زیرا می خواهند مطمئن شوند کاری که انجام می دهند، درست است. نتایج یک بررسی روی مردان متاهل نشان داد وقتی مردی با اطمینان کامل تصمیم به ازدواج می گیرد، همه جوانب را بررسی کرده و بیشتر معیارها را مطابق میل خود می بیند. ۹۰ درصد مردان می گویند اگر قرار باشد دوباره ازدواج کنند، با همین همسرشان ازدواج خواهند کرد.  

۴) او یک شنونده واقعی است بیشتر ما خانم ها وقتی حرف های دیگران را گوش می کنیم معمولا با حرکات اشاره و بدن و گفتن کلماتی مثل بله یا نه یا می دانم به آنها نشان می دهیم به حرف هایشان گوش می دهیم. این اشاره ها، بخشی از نظر و درک ما را به فردی که در حال صحبت است، منتقل می کند اما این در مورد مردان صدق نمی کند. وقتی که با همسر خود صحبت می کنید و چیزی نمی گوید یا حرکتی از او نمی بینید، به معنی آن نیست که گوش نمی دهد بلکه ترجیح می دهد ساکت باشد و درمورد آنچه شما می گویید، فکر کند.  

۵) مردان بیشتر عمل می کنند مردان روابطشان را با عمل تقویت می کنند، نه احساس. بسیاری از مردان، با انجام فعالیت هایی مانند ورزش و پیاده روی همراه همسرشان و رابطه زناشویی سعی می کنند به همسرشان نزدیک تر شوند.  

۶) مردان زمانی را برای خود می خواهند اگرچه مردان سعی می کنند در بسیاری از فعالیت های خانواده مشارکت کنند اما همه آنها نیاز دارند زمانی مخصوص خود داشته باشند. زمانی که تنها در گوشه ای بنشینند و تفکر کنند. اگر چه مردان از انجام بازی شطرنج، باغبانی یا رفتن به باشگاه ورزشی لذت می برند اما مثل همه، گاهی دوست دارند کسی در کنارشان نباشد و به تنهایی به کارهای مورد علاقه شان بپردازند. وقتی هر یک از زوجین زمان و مکانی را برای تنهایی داشته باشند، بیشتر به هم علاقه مند خواهند شد. 

 ۷) مردان مثل پدرانشان عمل می کنند اگر می خواهید بدانید مردی که قصد دارید با او ازدواج کنید چگونه مردی است و چه رفتاری دارد، به رفتارهای پدرش نگاه کنید. مردان نقش خود و رابطه با همسرشان را از پدرشان می آموزند. اگر می خواهید بدانید که چگونه با شما رفتار خواهد کرد، ببینید پدرش چه رفتاری با مادرش دارد. 

 ۸ ) مردان زبان بدن را نمی دانند مردان کمتر درمورد زبان اشاره و حرکات بدن می دانند و تغییر لحن صدا و حرکات صورت برای آنها کمتر مفهوم دارد. همچنین ممکن است دیرتر ناراحتی زنان را که در چهره شان نمایان است یا پیام های اشاره ای و لحن صدا را تشخیص دهند، بنابراین اگر می خواهید مطمئن شوید پیام را دریافت کرده اند مستقیما آن را بیان کنید. 

 ۹) واکنش مردان سریع تر است زنان در واکنش نشان دادن به برخی امور و کارها دیرتر از مردان عمل می کنند و مدت طولانی تری برای بیان واکنش و تفکر نیاز دارند. حتی ممکن است در مقابل مردان بیشتر احساس اضطراب و استرس داشته باشند اما مردان در مقابل حوادث واکنش سریع تری نشان می دهند بنابراین وقتی هنوز می خواهید درمورد مباحث شب گذشته صحبت کنید، ممکن است همسرتان آن را از یاد برده باشد .

 ۱۰   )  مردان به قدردانی واکنش نشان می دهند قدردانی از همسر می تواند تفاوت زیادی در رفتارهای آنها و روابطشان ایجاد کند. مطالعه ها نشان می دهد وقتی از زحمات مردان قدردانی و به آنها ارزش گذاشته می شود، بیشتر سعی می کنند در انجام کارهای خانه و مراقبت از کودک خود را درگیر کنند و خود را تکیه گاه خواهند دانست.  

۱ ۱) رابطه زناشویی برای مردان بسیار مهم است برای بسیاری از مردان، رابطه زناشویی بسیار مهم است در حالی که برای زنان این طور نیست. برای مردان صمیمیت در روابط زناشویی بسیار رضایت بخش تر از خود رابطه زناشویی است. 

۱۲ ) مردان دوست دارند زنان اول شروع کنند بسیاری از مردان دوست دارند همسر آنها شروع کننده رابطه زناشویی و مشتاق این رابطه باشد بنابراین از ابراز عشق به همسر خود خجالت نکشید و اجازه دهید که بداند شما خواهان رابطه زناشویی هستید. شروع رابطه زناشویی از سوی زن می تواند باعث رضایتمندی بیشتر زوجین شود.  

۱۳) مردان همیشه مشتاق نیستند مردان برخلاف تصور زنان همیشه حوصله رابطه زناشویی را ندارند. مردان هم مانند زنان دچار استرس می شوند. استرس شغلی، خانوادگی و پرداختن صورتحساب ها از بزرگ ترین عوامل کاهش دهنده میل جنسی در مردان هستند. وقتی یک مرد یک بار برای رابطه زناشویی تمایل ندارد، به معنی آن نیست که برای همیشه میل و علاقه اش را به شما از دست داده است. او فقط در آن لحظه تمایلی به برقراری روابط زناشویی ندارد.  

۱۴) مردان زیاد به روابط زناشویی فکر می کنند بیشتر مردان زیر ۶۰ سال حداقل یک بار در روز به روابط زناشویی فکر می کنند در حالی که فقط یک چهارم زنان یک بار در روز به این موضوع فکر می کنند. همچنین مردان ۲ برابر زنان درمورد روابط زناشویی رویاپردازی می کنند و جالب است که رویاهای آنها بسیار متفاوت از عملشان است. مردان درمورد روابط زناشویی نسبت به آنچه زنان فکر می کنند، جدی نیستند و تصورات آنها شبیه آنچه انجام می دهند، نیست. 

 ۱۵) مردان، لذت بردن همسر خود را دوست دارند خوشحالی و شادابی یک زن برای همسرش بسیار بااهمیت است. یک مرد تا زمانی که همسرش درمورد احساسش صحبت نکند از آن باخبر نمی شود، بنابراین بهتر است احساسات و خواسته هایتان را بیان کنید. خواسته خود را صریحا بگویید، زیرا مردان طفره رفتن را دوست ندارند. اگر خواسته خود را واضح بیان کنید، نه تنها گوش می کند، بلکه از خشنود شدن شما احساس خوبی خواهد داشت. 

 ۱۶ ) مردان درمورد ظاهر خود دچار اضطراب می شوند بسیاری از مردان در برخی موقعیت ها دچار اضطراب می شوند، مخصوصا وقتی سنشان افزایش پیدا می کند. یک مرد ممکن است در مورد جسم و توانایی های خود نگران شود. اگر می توانید، به او کمک کنید تا روش های آرام سازی را یاد بگیرد و مطمئنش کنید هنوز هم او را مانند قبل دوست دارید، در این صورت کمتر در روابط زناشویی دچار استرس می شود. 

 ۱۷) مردان نیاز دارند دوست داشته شوند اگر یک مرد احساس کند از سوی همسر مورد بی محبتی قرار گرفته ، ممکن است به فرد دیگری متمایل شود تا رضایت او را جلب کند. برای پرهیز از این موضوع زنان باید نیازهای عاطفی همسر خود را درک کنند و برای رفع نیازهای وی بکوشند. 

 ( salamat.ir )  

 http://www.niksalehi.com

نوشته شده در شنبه 5 فروردین ماه سال 1391ساعت 5:08 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

زنان  عاشق تعریف و تمجید دیگران هستند. برایشان خیلی مهم است که مردی که عاشقش هستند از آنها تعریف کند.   

اما مردان چه؟ 

آیا سخنانی هست که آنها دوست داشته باشند از زنان مورد علاقه شان بشنوند؟ 
مردان در محل کارشان استرس زیادی دارند. این استرس اخلاق و روحیه شان را تحت تاثیر قرار می دهدو چه کسی باید به آنها بگوید که باهوش هستند؟ انها انتظار دارند که این حرف را در محل کارشان بشنوند. مردان عاشق شنیدن این حرف هستند . بعضی اوقات از آنها تعریف کنید و به آنها بگویید که چقدر خوب و باهوش هستند.
مردان در مورد پروژه های زیادی فکر می کنند. در باره ایده های جدید و می خواهند آنها را به عمل در آورند. مردان دوست دارند کارهای خاص انجام دهند. بعضی اوقات ، شکست می خورند و برخی اوقات هم موفق می شوند. در این زمان دوست دارند از زنان چه بشنوند؟بله ، تو مخترع خوبی هستی ، خلاقیت داری. تو همیشه یک ایده ای در ذهن داری و برای هر کاری یک راه حل؛ عجب مغزی داری!این حرفها به مردان کمک می کند تا شکست را فراموش کنند و روحیه شان را حفظ کنند.
شما باید از بعضی از معیارهای مردان آگاه باشید ، آنهایی که قابل ملاحظه هستند. شاید مرد شما مرد جذابی باشد ، یا قدرت بدنی خوبی داشته باشد ، یا سخنران یا نویسنده توانایی باشد یا دیگر توانایی هایی داشته باشد که می توانید با ذکر کردن آنها برای مردتان به او بگویید که برای داشتن چنین چیزی به تو افتخار میکنم. مردان برای دوستان و همکلاسی ها یا همکاران مرد خود در مورد این معیارها اهمیتی قائل نمی شوند. پس اگر زنی به آنها این افتخار و ارزش را بدهد مردان حس میکنند که عاشق او شده اند!
مردان به شما نیاز دارند تا بتوانند در این دنیا بامشکلات شان بجنگند ، مردان احتیاج دارند که شما آنها را مورد احترام قرار داده و برای او ارزش قائل شوید. مرد شما نیاز دارد بداند که برای شما مرد خوب و توانایی است. به او عشق و احترام و ارزشی که لیاقت آن را دارد بدهید.
اختصاصی پرشین وی 

http://www.niksalehi.com

نوشته شده در شنبه 5 فروردین ماه سال 1391ساعت 5:03 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

غیبت  و راه های مبارزه با آن      -     حتما بخونید

تمام خوهاى بد با معجون علم و عمل درمان پذیر است و راه درمان هر مرضى مبارزه با عامل (میکروب ) آن بیمارى است .

برای درمان رذیله غیبت ، در ابتدا باید علت و عامل غیبت را جستجو کنیم . در مقاله ی گذشته پیرامون انگیزه هی غیبت صحبت کردیم . در این مقاله برآنیم که کمی پیرامون درمان این بیماری خانمان سوز بدانیم .

صورت های منع زبان از غیبت

منع زبان از غیبت به دو صورت است : صورتى اجمالى و صورتى تفصیلى ؛

صورت اجمالى آن است که فرد بداند با غیبت کردن از دیگرى با توجه احادیث و روایات ، خود را در معرض ‍ خشم خدا قرار داده و تمام کارهاى نیکش باطل است ؛ زیرا با توجه به روایات ، حسنات غیبت کننده در روز قیامت به شخصی که از آن غیبت کرده است منتقل مى شود ، چرا که غیبت کننده ریختن آبروی غیبت شونده را مجاز دانسته است .

اگر غیبت کننده حسناتی نداشته باشد ، تکلیف چیست ؟

در روایات بیان شده است که اگر غیبت کننده حسناتى نداشته باشد ، گناهان شخص غیبت شده به او منتقل مى شود و با این حال مورد خشم خداقرار گرفته و در نزدخداوند شبیه به " مردار خور " می باشد .1

کمترین درجه مجازات غیبت کننده

کمترین درجه (مجازات ) غیبت این است که از ثواب اعمال غیبت کننده کاسته مى شود .

پیامبر خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: « آتش در چوب خشک ، سریع ترازغیبت در حسنات بنده اثر نمى کند .»2

مواظب حسناتمان باشیم !

اگر به این موضوع یقین پیدا کنیم که غیبت ، حسنات آدمی را نابود کرده و بدون کسب اجازه صاحب نامه ، اعمال حسنه او را درنامه ی اعمال فرد غیبت شونده ، قرار می گیرد ، کمی در گفتار و حرکات و هر آنچه می تواند زمینه ای برای غیبت باشد ، بیشتر دقت می کنیم و با احتیاط بیشتری رفتار خواهیم کرد .

همان طور که گفته شد ، درمان بیمارى به قطع کردن علت (میکروب ) بیمارى است وما در اینجا به بیان این موضوع می پردازیم :

باید بدانیم که عیب و نقصی که در غیاب برادر مؤمن گفته می شود (غیبت )، دو جنبه دارد ، به عبارتی ما پیرامون دو موضوع در مورد دیگران زبان به غیبت باز می کنیم :

1- مادی - جسمی

2- معنوی - روحی

* درباره « نقص جسمی »‌ باید گفت: بیان کردن عیب و نقص برادر مؤمن و نکوهش او، مربوط به پدیده و آفرینش آفریدگار است، در نتیجه این رفتار ، به ناقص پنداشتن فعل آفریدگار برمی گردد؛ یعنی اگرکسی از انسان مؤمنی به لحاظ جسمانی غیبت کند ، در واقع آفرینش (و قضا و قدر) خداوند را مورد سؤال قرار داده است .

آگاهی از این نکته و تأمل و درنگ در آن، انسان را در کنار گذاشتن این رفتار ناپسند یاری می کند . غیبت کننده باید توجه کند که حقیقت رفتار ناشایست او، ایراد گرفتن بر خدا است .

2- درباره «نقص روحی» می توان گفت: مبتلا بودن به نقایص روحی و رذایل اخلاقی برای مؤمن عیب است ؛ ولی غیبت کننده باید توجه داشته باشد که آیا خود از آن عیب مبرا است ؟! اگر او معتقد باشد که خود دارای هیچ عیبی نیست ، با این رفتار، به عیبی بزرگ دچار شده که همان غیبت کردن است.

به بد گفتن خلق چون دم زدی


اگر راست گویی سخن هم، بدی 3


پیامبر خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: «آتش در چوب خشک ، سریع تر از غیبت در حسنات بنده اثر نمى کند»

تصمیم جدی برای درمان غیبت!
غیبت

کسی که بر درمان بیماری غیبت تصمیم گرفته است ، باید بداند که به جای برشمردن عیب دیگران ، بهتر است به عیب های خود بپردازد ؛ به طوری که پیامبر گرامی (ص) می فرماید:« طوُبی لِمَن مَنَعهُ عَیبُهُ عَن عُیُوبِ المُومِنینَ ؛ خوشا به حال کسی که عیب خودش، او را از پرداختن به عیب مردم باز می دارد .» 4

و نیز حضرت علی (ع) می فرماید: «طُوبی لِمَن شَغَلَهُ عَیبُهُ عَن عُیُوبِ الناسِ؛ خوشا به حال کسی که عیب و نقص خودش او را سرگرم کرده است تا به عیوب دیگران نپردازد.» 5

از راه های دیگری که برای جلوگیری از غیبت سفارش می شود این است که انسان پیش از گفتن هر سخنی، به «مشروع یا نامشروع بودن » و «سود و زیان های دنیایی و آخرتی» آن توجه کند.

به عبارتی می توان گفت: اندیشه در سخن، پیش از بیان آن، مانع بسیاری از گناهان زبان می شود.

زیباترین راه برای درمان غیبت

یکی از دیگر راه هایی که آدمی را در دوری از غیبت کمک می کند ، کمک خواستن از خداست که این خود دو گونه است :

نخست : این که انسان به صورت کلی و در همه اوقات از خدا درخواست کمک و یاری کند تا به رذایل اخلاقی چون ؛ غیبت دچار نشود؛ همان گونه که در دعاها هم آمده است که : « خدایا مرا از غیبت پناه ده .» 6

دوم : در جایی که زمینه غیبت فراهم و آبروی فرد در خطر است و شرایط اقتضا می کند که شخص برای حفظ آبروی خود ، از دیگران غیبت کرده ، عیوب ایشان را آشکار سازد ، در واپسین مرحله ، با خدا باشد و از او بخواهد که آبرویش را حفظ کند و بگوید: « خدایا! با تو معامله می کنم و برای تو از آبرویم می گذرم و آن را به تو می سپارم . تو خود آبروی مرا حفظ فرما .»؛ چرا که خداوند بهتر از هر انسانی در حفظ و نگه داری حیثیت انسان ها ، توانا است.

امیرمؤمنان علی (ع) می فرماید:« غیبت ، تلاش انسان ناتوان است .» 7
حضرت علی (ع) می فرماید: « طُوبی لِمَن شَغَلَهُ عَیبُهُ عَن عُیُوبِ الناسِ ؛ خوشا به حال کسی که عیب و نقص خودش او را سرگرم کرده است تا به عیوب دیگران نپردازد»
دعا و توسل و زیارت

توسّل به ائمه، راهی برای دوری از غیبت

یکی از شیوه های مهمی که در کنار تلاش برای خودسازی در انسان بسیار مهم و ضروری است ، توسل به ائمه می باشد ، در حقیقت همان گونه که بسیاری از ما برای شفا بیماری جسمی از ایشان درخواست کمک و شفا داریم ، در بیماری ها و امراض پلید روحی نیز دوچندان به کمک این بزرگواران نیازمندیم .

در حقیقت در خواست کمک در کنار تلاش و اراده و خواستن ما باعث خواهد شد ، که راهی که پیمودن آن بسیار طولانی و سخت است ، در مدت کوتاهی به سرانجام رسد .

از طرف دیگر باید ، این توسلات را متداوم ادامه دهیم و در صورت موّثر نبودن ، تلاش خود را بیشتر کنیم ، نه آنکه خدای ناکرده به این بزرگواران یا این توسلات بدبین شویم .

طلب خشم خدا با خشنود کردن مردم !

نتیجه گیری :

باید بدانیم هرگاه با خشنود کردن مردم خشم خدا را طلب کنیم ،خدا بر ما نیز خشم مى گیرد. پس ‍ چگونه راضی می شویم که دیگران را محترم و شاد کنیم و مولاى خود (خدا) را کوچک بشماریم و براى خشنود ساختن آنان از خشنودى خدا دست برداریم ؟

چگونه راضی می شویم که اعمالی که با مشقت و سختی بسیار در دنیا برای کسب سعادت در آخرت به دست آورده ایم را ، خیلی راحت از دست داده و از بین ببریم ؟!

کمی به خود آییم و بر رفتار ها و گفتارهایمان تجدید نظری داشته باشیم .

بخش دین تبیان

گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی

http://www.niksalehi.com

نوشته شده در جمعه 4 فروردین ماه سال 1391ساعت 5:31 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

خوشبینی استرس رادورمیکند  

 هرچند که ما امروزه با خطراتی که اجدادمان را در گذشته تهدید می کرد سر و کار نداریم، اما بدن ما همچنان به واکنش نشان دادن در برابر این انگیزه های قوی همانند گذشته ادامه داده است. در جهان کنونی بدن به جای پاسخ به حیوانات و فرار از آنها و مخفی شدن و استتار کردن، در برابر مسائل و مشکلات دیگری مثل گیر کردن در ترافیک یا نگرانی درباره مشکلات تجاری و سایر مشکلات روزمره عکس العمل نشان می دهد. پژوهش های جدید مرکز تحقیقاتی دانشگاه بوفالو در واشنگتن نشان می دهد باتوجه به این نوع استرس، بدن در برابر تغییرات زیر قرار می گیرد: - غدد آدرنال، آدرنالین ترشح می کند و با این عمل بقیه هورمون های استرس نیز که فعالیت ارگان های نخستین بدن را هدایت می کنند، وارد عمل می شوند. - تنفس سریع تر می شود و بدن اکسیژن بیشتری جذب می کند. - کبد برای تأمین انرژی اضافه گلوکز (قند خون) بیشتری آزاد می کند. - ضربان قلب سریع تر می شود و فشار خون بالا می رود چون می خواهد توزیع اکسیژن و مواد مغذی درون بدن را افزایش دهد. - جریان خون موجود در مغز و عضلات افزایش می یابد و در همین لحظه فعالیت ارگان های هضم و گوارش کاهش پیدا می کند. بدون این که دمای بدن بالا برود، تعریق افزایش پیدا می کند و به بدن این اجازه را می دهد تا کالری بیشتری بسوزاند. مقابله با لشگری از هورمون ها هر فرد باتوجه به پاسخ فیزیکی بدن خود درجات مختلفی از استرس را تجربه می کند. هرچه میزان استرس بیشتر باشد، احتمال بروز بیماری های گوناگون بیشتر خواهد بود. زمانی که فرد با یک عامل استرس زا سر و کار داشته باشد، بدن وی انبوهی از هورمون های استرس مثل آدرنالین و کورتیزول آزاد می کند و آنها نیز سیگنال های زیادی به بخش های مختلف بدن می فرستند و اعلام آماده باش می کنند. به عنوان نمونه کبد برای تأمین انرژی سلول های ماهیچه ای، گلوکز ترشح می کند، ریه ها بازتر و ضربان قلب سریع تر می شود، فشار خون بالا می رود و خونی که حاوی اکسیژن بیشتری است درون بدن جریان پیدا می کند همه این عوامل منجر به افزایش فشار خون، ازهم پاشی فعالیت روده ها، یبوست، خستگی، عصبانیت و بروز خشم و افسردگی می شود. علاوه بر این استرس موجب چاقی هم می شود. کورتیزول نه فقط قدرت زیادی در افزایش اشتها دارد، بلکه میزان بیش از حد آن موجب تحریک سلول های چربی داخل شکم و در نتیجه جذب چربی بیشتری می شود و این چاقی در نهایت می تواند منجر به حمله قلبی و انواع دیابت می شود. در حقیقت شما نمی توانید کاملاً استرس را از زندگی خود حذف کنید حتی اگر بخواهید، اما می توانید راه های عکس العمل نسبت به آن را تغییر دهید. نخستین گام برای رسیدن به این هدف، نفس کشیدن صحیح است. بیشتر بزرگسالان فقط 20درصد هوا وارد ریه های خود می کنند و بدن آنها اصلاً حرکتی ندارد و این حالت وقتی دچار استرس می شوند، کمتر نیز می شود. با نفس کشیدن صحیح و چند نفس عمیق این پیغام را به اندام های بدن می فرستید که کار خاصی نباید انجام دهند و این پیغام به مغز فرستاده می شود که شما در حالت سکون قرار دارید بنابراین ضربان قلب و اکسیژن مصرفی برای آن سرعت کمتری پیدا می کند. سومین گام مثبت اندیشی و خوشبین بودن است. وقتی متوجه شدید به افزایش کلسترول مبتلا شده اید، چه عکس العملی نشان می دهید؟ آیا می ترسید و سریع حمله قلبی و مرگ را پیش چشم خود تصور می کنید یا این که چند نفس عمیق می کشید و با خود فکر می کنید این خبر زیاد هم وحشتناک نیست و شما با چند تغییر کوچک در رژیم غذایی و شیوه زندگی خود می توانید این مشکل را برطرف کنید. همیشه خوشبین باشید اگر جزو دسته دوم هستید به خود تبریک بگویید، افرادی که همیشه نیمه پر لیوان را می بینند در زندگی موفق تر هستند. مطالعات نشان می دهد، افراد خوش بین، کمتر از بقیه افراد بیمار می شوند و زودتر از دیگران نیز از شر بیماری خلاص می شوند. بهبودی در بیماران سرطانی که به زندگی خوش بین و امیدوار هستند 40درصد بیش از دیگران است. همیشه شاد باشید و با صورت بشاش و شاداب روز خود را آغاز کنید. سعی کنید زمان خود را در کنترل داشته باشید. یاد بگیرید چگونه «نه» بگویید و کارهایی را که دوست ندارید، انجام ندهید. بخشش را یاد بگیرید. پژوهش های انجام شده نشان می دهد در افرادی که نمی توانند گذشت داشته باشند بیماری های افزایش فشار خون و افزایش ضربان قلب بیشتر دیده می شود، زیرا آنها نسبت به بقیه استرس بیشتری دارند. این افراد وقتی درباره فرد خاطی و رفتار او فکر می کنند، عصبانی می شوند و استرس بیشتری پیدا می کنند. برای کاهش میزان استرس می توانید راه های زیر را نیز امتحان کنید: - منابع استرس زا را تا حد امکان از زندگی خود حذف کنید. به عنوان نمونه اگر ترافیک و شلوغی موجب آزار و تنش شما می شود، در ساعت هایی که احساس می کنید خیابان خلوت تر است، از خانه بیرون بروید. - اگر جزو افرادی هستید که همیشه تأخیر دارند و این مسئله موجب ایجاد استرس شما می شود، نگران نباشید به جای نگرانی آرام روی یک صندلی بنشینید، مداد و کاغذ بردارید و وقت و زمان خود را تقسیم بندی کنید، مثلا یادداشت کنید از خانه تا محل کار چند دقیقه طول می کشد، پس چه ساعاتی باید خانه را ترک کنید اگر همه برنامه ها و فعالیت های ضروری خود را یادداشت کردید و زمان کم داشتید، مطمئن باشید که بیش از توان خود می خواهید کار انجام دهید و شاید برخی از آنها اضافه باشند. بنابراین لیست جدید دیگری تهیه کنید و با آن پیش بروید. - خود را از شرایط استرس زا دور کنید. اگر ورزش خاصی یا تماشای یک ورزش خاص شما را دچار تنش و استرس می کند از آن دوری کنید و ورزش دیگر را امتحان کنید. - در یک زمان فقط یک کار معین را انجام دهید، مثلا وقتی که مشغول استفاده از دستگاه های ورزشی هوازی هستید، لازم نیست به رادیو یا ضبط هم گوش دهید. به خاطر داشته باشید، گاهی لازم است هیچ کاری انجام ندهید. مطمئنا زمانی که شما در اداره یا محل کار خود هستید، پراسترس ترین بخش روز شماست، اما باید سعی کنید این شرایط را تغییر دهید. حین کار در طول روز، دقایقی به خود مرخصی بدهید. این کار موجب می شود مغز پاک و کمی از فشار کاری کاسته شود. گاهی حتی با رفتن به آشپزخانه و خوردن یک لیوان آب می توانید این کار را انجام دهید.کارهای لازم و ضروری را صبح ها که انرژی بیشتری دارید، انجام دهید و انجام کارهای ساده تر را به بعدازظهر که خسته هستید و انرژی کمتری دارید، موکول کنید. با استفاده از راهکارهای ذکر شده می توانید استرس را تا حد امکان از محیط زندگی خود دور کنید.  

 

گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی  

http://www.niksalehi.com

نوشته شده در جمعه 4 فروردین ماه سال 1391ساعت 5:25 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

5 نیاز اساسی و مهم همه زوجین چیست؟ 

 سعید حاج سعیدی، روان‌شناس و مدیر مرکز مشاوره ترنم زندگی : پنج نیاز اساسی داریم و وجود آنها برای مردها و زنان فرقی نمی‌کند. شاید من به اندازه‌ای زیاد به قدرت نیاز داشته باشم، اما نیاز فرد دیگری به قدرت خیلی کمتر از من باشد ؛همه افراد به هر حال این نیاز را دارند، فقط ممکن است مقدار آن در هر کدام فرق کند. پیامبر (ص) با آن همه مناجات و جایگاهی که داشت و رحمت‌اللعالمین بود باز هم مناجات می‌کرد و به دعا علاقمند بود، اما کسی مثل بایزد بسطامی با کمترین مناجات به درجه اوج می‌رسید، چون هر کدام از این افراد ظرف وجودی خود را داشتند. بنابراین همه افراد مثل یکدیگر نیستند. 

 پنج نیاز اساسی داریم که در همه افراد یکسان است. 

 اول میل به آزادی است. اینکه بتوانی خودت تصمیم‌گیر زندگی‌ات باشی.  

دوم میل به قدرت. اینکه به تو امر و نهی نشود و قدرت انتخاب داشته باشی.  

سوم بقا، در بحث بقا مادیات مطرح است؛کار،مسکن ، مسایل جنسی و ...،  

چهارم تفریح است. هر کسی نیازها و علایقی دارد که از کودکی همراه او بوده است.  

پنجم میل به عشق و محبت است. این میل در هر کسی متفاوت است. وقتی افراد تست سازگاری بدهند از میزان وجود این نیازها در طرف مقابل‌شان آگاه می‌شوند. این پنج اصل مهم‌ترین مواردی هستند که در حال حاضر در بحث مشاوره قبل از ازدواج روی آنها کار می‌کنیم. بررسی می‌کنیم که افراد دراین زمینه‌ها در چه جایگاهی هستند و آیا در آینده دچار مشکل می‌شوند یا نه.  

http://www.niksalehi.com

نوشته شده در جمعه 4 فروردین ماه سال 1391ساعت 5:23 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

  

            عاملی برای افزایش روزی

 

امام باقر فرمودند:«صِلَةُ الْأَرْحَامِ تُزَکِّی الْأَعْمَالَ وَ تُنْمِی الْأَمْوَالَ وَ تَدْفَعُ الْبَلْوَی وَ تُیَسِّرُ الْحِسَابَ وَ تُنْسِئُ فِی الْأَجَل»(الکافی ج2 ص150) صله ارحام اعمال را پاک کند و اموال را فزونی دهد و بلا را بگرداند و حساب را آسان کند و اجل را تأخیر اندازد. نیکو کردن خلق، ایجاد روحیه سخاوت، پاکیزه شدن نفس، تاخیر اجل، پاکی اموال، دور شدن بلا، آسان شدن حساب، و موارد بسیار دیگر از برکات صله رحم می‌باشند که از مجموعه روایات اهل بیت(علیه السلام) استفاده می‌گردد.

صله رحم

صله رحم و طولانی شدن عمر

بسیاری از آموزه های دینی، افزون بر نفع اخروی، منفعت دنیوی نیز برای ما به همراه دارد و به زندگی مادی ما هم سر و سامان می‌بخشد که صله رحم، یکی از آن‌هاست. در روایتی از نبی اکرم صلی الله علیه و آله درباره افزایش عمر، یکی از آثار دنیوی صله رحم، چنین آمده است:

نمی‌دانم چیزی را که عمر را زیاد کند، مگر صله رحم. حتی این گونه هم می‌شود که از عمر کسی سه سال باقی مانده باشد و صله رحم به جا آورد، خداوند عمر او را سی سال زیاد کند و سی و سه سال عمر بگرداند و می‌شود که از عمر کسی سی و سه سال باقی مانده باشد و قطع صله رحم کند، خداوند سی سال عمر او را کم کند و سه سال بگرداند.

روزی امام صادق علیه‌السلام به شخصی به نام میّسر فرمود: ای میّسر عمر تو زیاد شده است، چه عملی انجام می‌دهی؟ عرض کرد: من در بازار برای کسی کار می‌کردم و پنج درهم مزد می‌گرفتم و به خاله‌ام می‌دادم. آن گاه امام فرمود: به خدا سوگند، دو بار مرگت نزدیک شد، ولی به خاطر این صله رحم و دل جویی از خاله‌ات، به تأخیر افتاد.


صله رحم، افزایش روزی و فقرزدایی

از جمله سودهای دنیوی صله رحم، رونق در ثروت و روزی است. چنان که امام سجاد علیه‌السلام در حدیثی، از رسول گرامی صلی الله علیه و آله نقل می‌کند: «هر کس خوش دارد خدا عمر او را دراز کند و روزی‌اش را توسعه دهد، باید صله رحم کند».
امام علی علیه‌السلام در سخنی زیبا فرموده است: «صله رحم، محبوبیت به بار می‌آورد و موجب خواری و ذلت دشمن می‌گردد.» روشن است که قطع این رابطه، سردی و کدورت و جدایی دل‌ها را در پی دارد. پس، چه خوب است که محبت و دوستی را به سردی و کدورت نسپاریم و با صله رحم محبت را برای همدیگر به ارمغان بیاوریم

بعضی افراد صله رحم را ترک می‌کنند تا فرصت بیشتری برای کار کردن داشته باشند و از این راه، درآمد خود را حفظ و بیشتر کنند. این افراد اگر در مفهوم روایت‌های امامان بیشتر دقت کنند، پی می‌برند به اینکه نه تنها با قطع رحم روزی خود را گسترش نمی‌دهند، بلکه خود را از توفیقی بزرگ در این زمینه محروم می‌سازند. آن‌هایی که در فقر و پریشانی به سر می‌برند، برای رهایی خویش از وضع موجود، به صله رحم روی می‌آورند، چنان که امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «صله رحم، عمر را زیاد می‌کند و فقر و پریشانی را از بین می‌برد.» پس، صله رحم کنید تا فقر از میان برود و روزی‌ها افزون‌تر شود.


صله رحم

صله رحم و محبوبیت نزد خویشاوندان

وقتی یکی از افراد فامیل، در بحران و مشکلات زندگی‌اش غوطه می‌خورد، اگر یکی از خویشاوندانش که اهل نیکوکاری است، با آن‌ها صله ارحام کند و نگرانی آن‌ها را نگرانی خود بداند، در این صورت خانواده ای که در رنج و سختی به سر می‌برد، او را فرشته ای آسمانی می‌پندارد که برای حل مشکل و رهایی‌اش فرود آمده است، گرچه از او، تنها هم دردی و همدلی ببیند. از امام علی علیه‌السلام نقل است: «صلةُ الرحم تُوجبُ المَحَبَّةَ ؛پیوند با خویشاوندان، محبت می‌آورد».

بی شک، صله رحم به معنای حفظ حرمت و موقعیت و توجه به طرف مقابل است و هر قلبی که از دیگران، توجه و دلجویی بیند به آن‌ها علاقه‌مند می‌شود؟

امام علی علیه‌السلام می‌فرماید: «صله رحم... انسان را در میان خانواده و بستگانش محبوب می‌سازد.» این محبوبیت نشانه های بسیاری دارد، از جمله اینکه: وقتی مشکلات و گرفتاری‌ها به انسان هجوم می‌آورند، خویشان ارادتمند خود را بازوان مقاومی می‌بیند که حاضر نیستند کوچک‌ترین گزندی به او وارد شود و هرگاه دشمنان آدمی، سد دفاعی بستگان فرد را در مقابل خویش ببینند، خود را خوار و ذلیل می‌پندارند و ناامید می‌شوند.

امام علی علیه‌السلام در سخنی زیبا فرموده است: «صله رحم، محبوبیت به بار می‌آورد و موجب خواری و ذلت دشمن می‌گردد.» روشن است که قطع این رابطه، سردی و کدورت و جدایی دل‌ها را در پی دارد. پس، چه خوب است که محبت و دوستی را به سردی و کدورت نسپاریم و با صله رحم محبت را برای همدیگر به ارمغان بیاوریم.
هیچ رگی در بدن انسان نمی‌پیچد و سنگی به پای انسان اصابت نمی‌کند و هیچ گاه پایش نمی‌لغزد و خراشی به بدنش نمی‌افتد، مگر به خاطر گناهی که انجام داده است. همچنین با کم شدن زمینه گناه، گناه هم کمتر می‌شود و بلاها نیز کاهش می‌یابد که در این باره، صله رحم نقش مؤثری ایفا می‌کند
صله رحم و افزایش آگاهی‌ها و تجربه‌ها به واسطه تبادل افکار

بی گمان، هیچ انسانی بی نیاز از آگاهی و تجربه بیشتر نیست، بلکه همواره باید بکوشد تا به دانش و تجربه های خود بیفزاید تا حرکت در مسیر پیشرفت‌های مادی و معنوی، برای او آسان‌تر باشد. از جمله کارهایی که نقش بسزایی در افزایش دانسته های آدمی دارد، صله رحم است. زیرا دیدار بستگان، فرصت خوبی برای گفت‌وگو و تبادل افکار است و هر دو طرف می‌توانند از اندوخته های همدیگر بهره مناسبی ببرند. بدیهی است که هر یک از آنان با توجه به شرایط سنی، شغلی، فرهنگی و تحصیلی خویش، اطلاعات مخصوصی دارند که شاید دیگری چیزی درباره آن نمی‌داند و بدین گونه، صله رحم تأثیر شگرفی بر ارتقای علمی و فکری و تجربی افراد خواهد گذاشت.

افزون بر همه این‌ها، مطلع شدن از مشکلات یکدیگر به منظور رفع آن‌ها، فایده دیگر صله رحم است. بنابراین، همه این برکت‌های صله رحم، در صورتی نصیب انسان‌ها می‌شود که همه فرصت‌های آزاد خود را به سرگرمی‌های رسانه ای و مشغول کردن فکر و ذهن خود با آن‌ها نگذارند و زمانی را هم برای دیدار با آشنایان و خویشان در نظر بگیرد.

صله رحم

صله رحم و دفع بلا و پاکیزگی اعمال

از آثار بسیار ارزشمند صله رحم، دفع بلا و پاکیزگی اعمال است. امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید: «صله رحم، اعمال را پاکیزه و بلا را دفع می‌کند». و این تأثیر، شاید به دلیل ایجاد محبت میان آن‌ها و از بین رفتن زمینه کدورت و ناراحتی است. چرا که همین کدورت‌ها و ناراحتی‌هاست که موجب بروز کینه، غیبت، تهمت و غیره می‌شود، در حالی که با صله رحم، محبت و دوستی جایگزین کدورت‌ها می‌شود و انسان از این گناهان پاکیزه می‌ماند. برخی از مصیبت‌ها که بر عموم مردم وارد می‌شود، به خاطر مکافات گناهان و اعمال آن‌هاست، چنان که امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

هیچ رگی در بدن انسان نمی‌پیچد و سنگی به پای انسان اصابت نمی‌کند و هیچ گاه پایش نمی‌لغزد و خراشی به بدنش نمی‌افتد، مگر به خاطر گناهی که انجام داده است. همچنین با کم شدن زمینه گناه، گناه هم کمتر می‌شود و بلاها نیز کاهش می‌یابد که در این باره، صله رحم نقش مؤثری ایفا می‌کند.


صله رحم و آسانی حساب در روز قیامت

از رسول اکرم صلی الله علیه و آله در این باره نقل است: «نیکی به والدین و صله رحم، حساب را در قیامت آسان می‌کند.» پیامبر گرامی پس از این سخن، آیه ای از قرآن شریف را با این مضمون تلاوت فرمود:

وَ الَّذینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ.

افراد بصیر در دین، آنانند که وصل می‌کنند آن را که خداوند به وصلش امر فرمود و از خداوندشان می‌هراسند و از سختی حساب قیامت بیم دارند.
مطلع شدن از مشکلات یکدیگر به منظور رفع آن‌ها، فایده دیگر صله رحم است. بنابراین، همه این برکت‌های صله رحم، در صورتی نصیب انسان‌ها می‌شود که همه فرصت‌های آزاد خود را به سرگرمی‌های رسانه ای و مشغول کردن فکر و ذهن خود با آن‌ها نگذارند و زمانی را هم برای دیدار با آشنایان و خویشان در نظر بگیرد
افزایش برکت در زندگی

امیر المومنین(علیه السلام) یکی از عوامل برکت در زندگی را صله رحم دانسته‌اند، و خطاب به کمیل فرمودند: یَا کُمَیْلُ الْبَرَکَةُ فِی مَالِ مَنْ....وَصَلَ الْأَقْرَبِین. (تحف العقول ص174)در این روایت به تأثیر صله رحم در مال اشاره نموده است، آنچنان که امام صادق(علیه السلام) در روایتی به این امر اشاره نموده‌اند: صِلَةُ الْأَرْحَامِ تُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ تُسَمِّحُ الْکَفَّ وَ تُطَیِّبُ النَّفْسَ وَ تَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ تُنْسِئُ فِی الْأَجَل(الکافی ج2 ص 155) صله أرحام خلق را نیکو و دست را با سخاوت و نفس را پاکیزه و روزی را زیاد کند و اجل را تأخیر اندازد.اما باید دانست که غیر از برکت در رزق، برکات دیگری نیز وجود دارد که در روایات مختلف به آن اشاره شده است.

امام باقر فرمودند: «صِلَةُ الْأَرْحَامِ تُزَکِّی الْأَعْمَالَ وَ تُنْمِی الْأَمْوَالَ وَ تَدْفَعُ الْبَلْوَی وَ تُیَسِّرُ الْحِسَابَ وَ تُنْسِئُ فِی الْأَجَل» (الکافی ج2 ص150) صله ارحام اعمال را پاک کند و اموال را فزونی دهد و بلا را بگرداند و حساب را آسان کند و اجل را تأخیر اندازد. نیکو کردن خلق، ایجاد روحیه سخاوت، پاکیزه شدن نفس، تاخیر اجل، پاکی اموال، دور شدن بلا، آسان شدن حساب، و موارد بسیار دیگر از برکات صله رحم می‌باشند که از مجموعه روایات اهل بیت(علیه السلام) استفاده می‌گردد.


نکته آخر :

این که برکات این امر آنچنان شدید است که اگر کسی از غیر نیکوکاران باشد و به این امر مبادرت داشته باشند، نیز از برکات آن محروم نخواهد شد. شاهد ما در این باره روایتی است از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) که فرمودند: إِنَّ الْقَوْمَ لَیَکُونُونَ فَجَرَةً وَ لَا یَکُونُونَ بَرَرَةً فَیَصِلُونَ أَرْحَامَهُمْ فَتَنْمِی أَمْوَالُهُمْ وَ تَطُولُ أَعْمَارُهُمْ فَکَیْفَ إِذَا کَانُوا أَبْرَاراً بَرَرَة(الکافی ج2 ص 155) گاهی مردمی بدکردارند و نیکوکار نیستند و صله رحم می‌کنند، پس مال شان زیاد می‌شود و عمرشان دراز می‌گردد، تا چه رسد که نیکوکار باشند و صله رحم کنند
منابع:
تبیان
سایت حوزه
سایت اندیشه قم 

http://www.niksalehi.com

نوشته شده در جمعه 4 فروردین ماه سال 1391ساعت 5:17 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

سلام 

قبل اینکه این مطلب رو بذارم باید یه نکته خیلی مهم رو بگم 

هیچ کدوم از تست ها و برخی مطالب روانشناسی  به تنهایی نمیتونن مطلب یا موضوع یا نتیجه خاصی رو نشون بدن  

اینها همه مکمل هستن 

اگه خواستین خودتون رو بشناسین بهترین راه اینه که از کسانی که در زمینه های علوم روانشناسی تحصیل  کردن و تجربه دارن استفاده کنید 

من خودم به صراحت میگم که برخی تست های روانشناسی که تو  اغلب مجلات به صورت کیلویی چاپ میشه خودشون به تنهایی بازده علمی ندارن  

ازتون تشکر میکنم تمیدوارم این مطالب رو بپسندید 

تا اونجا که امکان داشت  مطالب  کاربردی تر رو گذاشتم. وتست ها رو نگذاشتم.

با تشکر.  

 **************************************************************

 

   آیا شما واقعا" عاشقید ؟! - 20 راه برای تشخیص عشق

 

گرایش بین زن و مرد در نوع خود میتواند مفید یا مضر باشد . البته بیشتر ما حداقل یک بار در زندگی تمایل قوی را نسبت به فرد مخالف حس کرده ایم ، خوب! ، این حس در مورد روابط معمولی شاید بتواند موثر باشد ولی در مورد مسئله ی ازدواج اگر بخواهیم تنها با اکتفا به این تمایلات و بدون توجه به معیارهای دیگر روان شناسی ،تصمیمی بگیریم ، ویران کننده است ، چرا که نتیجه ای جز رنج ، ترس از آینده ، تحلیل انرژی و در آخر ، در فاصله زمانی کم دچار افسردگی و سرخوردگی می شویم ! ، در تنهایی و با صداقت کامل با خود به نکات زیر توجه کنید . مطمئنا" در آخر می توانید به این سوال پاسخ دهید که آیا شما واقعا" عاشق هستید یا ... ؟!:
یک تمایل و گرایش مفید چیست ؟ چطور می توانید بفهمید که شخص مورد علاقه شما همان کسی است که می خواهید ؟!
1-با او بسیار راحت هستید ، گویی که سالهاست او را می شناسید .
2-در بسیاری از موارد با یکدیگر هم عقیده هستید مثل باورهای فردی ، ارزشها، اهداف و فلسفه ی زندگی .
3-وجود حس تساوی با هم ، به طوری که هیچ کدام از شما دو نفر ، خود را برتر از دیگری نمی داند.
4-از امور روزمره یکدیگر آگاه هستید و در این روابط برای هم حس سرزندگی و شادابی روحی را به ارمغان می آورید.
5-با یکدیگر راحت هستید و احساس غریبی نمی کنید ، روز به روز شادی و صمیمیت بین شما بیشتر می شود.
6- روح و روان یکدیگر را با توجهات متقابل ، تحسین ، تایید و تمجیدها زنده می کنید و به این صورت است که زندگی رمانتیکی را تجربه خواهید کرد.
7-از اینکه اوقات بیشتری را در کنار هم باشید لذت می برید و از هم خسته نمی شوید !
8-همیشه نسبت به او گرایش دارید و این حس با هم بودن بیشتر و بیشتر می شود.
9-در همه حال برای پیشرفت یکدیگر تلاش می کنید ولی نه در آن حد که هر یک از شما احیانا" استقلال شخصی خود را از دست داده باشید!
10- در حفظ صمیمیت بیشتر رابطه و حل مشکلات زندگیتان در مقایسه با زوج هایی که بدون این حس و تنها بطور رسمی با هم ازدواج کرده اند ، موفق تر هستید.
11- با هم گرم ، قابل انعطاف ،صمیمی ، رئوف و دلسوز یکدیگر هستید و و هر دو بر آنید تا این این عواطف هر روز افزون شود.
12- براحتی از اشتباهات هم چشم پوشی می کنید و دوباره روابط شما به همان نزدیکی قبل باقی است .
13- احساس می کنید که متعلق به هم هستید ( البته این حالت نباید با احساس تحت کنترل بودن یا مالکیت همراه باشد) و دیگران شما را زوجی خوشبخت و جدانشدنی می دانند.
14- با گذشت ، فداکاری و بزرگ نکردن اشتباهات یکدیگر ، در کنار هم احساس امنیت می کنید و هیچ ترسی بابت از دست دادن هم ندارید .
15 – عواطف و امیال جنسی شما نسبت به هم بسیار قوی و غیر قابل اجتناب است.
16- نا خود آگاه احساسات و عواطف جنسی خود را نسبت به هم نشان می دهید و نه از روی عادت ، در این حالت است که امنیت روحی ایجاد می شود و خیال هر دو طرف بابت عدم وجود انحرافات اخلاقی در یکدیگر راحت است .
17- همیشه در دسترس هم هستید و می توانید روی وجود هم حساب کنید.
18- بین شما انرژی های مثبت زیادی است که حس اشتیاق به زندگی را افزون می کند .
19- با گذشت زمان روابط شما مستحکم تر شده است .
20- روابط شما طوری بر یکدیگر تاثیر داشته که اگر با خودتان رو راست باشید می بینید که شما شخصی بهتر و متفاوت نسبت به گذشته هستید.
امیدورایم پس از تمرکز روی مطالب فوق ، رابطه ای که در ذهن داشتید همانی باشد که خواستید ، در غیر این صورت بهتراست تجدید نظر کنید ، بدون شک قطع رابطه ی غلط با وجود وابستگی ، بسیار دردآور است ولی این درد بیشتر از رنجی نیست که با ادامه این رابطه مجبور می شوید تا آخر عمر تحمل کنید . 


ghoory.com

 http://www.niksalehi.com

 

 

 

نوشته شده در جمعه 4 فروردین ماه سال 1391ساعت 5:11 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)


سلام 
این مطلبم  رو مطمئن باشین از یه جهت دیگه میذارم 
از جهت اینکه نباید هیچوقت مغرور شد 
و هیچ وقت  ناامید 
همیشه باید تلاش کرد 
مهم تلاش کردنه و بعد از اون نتیجه 
عکس های خوبی هم برا این مطلب خواستم بذارم اما فکر کردم ممکنه بعضی بچه ها اون به حساب کری خوندن و ... بذارن در حالی که مطمئن باشین  چنین چیزی نیس و 
فقط  
فقط  
فقط 
از دیدیگاه تلاش و موفقیت این مطلب رو گذاشتم  
 ******************************************* 
************************************ 
***************************** 
********************* 
*************** 
*********** 
******** 
****** 
**** 
*** 
** 
*
 
 
 ده نفره، ده دقیقه آخر، حتی ده تا گل هم می‌توان زد! فقط باید درست بازی کرد! 
 در بازی فوتبال تیم‌ها یازده نفره هستند که یک نفر از آنها دروازه‌بان است. خیلی‌ها بر این باورند که برای برنده شدن در یک بازی فوتبال، وقتی مقابل تیمی قوی قرار می‌گیری، حتما باید یازده نفره باشی و اگر از بد حادثه، یکی از بازیکنان به دلیل خطا، توسط داور کارت قرمز می‌گیرد و تیم ده نفره می‌شود، باید بپذیری که از آن به بعد شکست تیم تو در بازی حتمی است. اخراج یک نفر یعنی ده نفره بازی کردن و بردن این قبیل بازی‌ها، در دنیای فوتبال حرفه‌ای، عملا کاری است بسیار سخت و دشوار.
از سوی دیگر وقت قانونی برای بازی فوتبال، نود دقیقه است. و اگر تیمی هشتاد دقیقه در میدان حضور داشته باشد و نتواند گلی بزند و برعکس بازنده بازی هم باشد، بدیهی است که در ده دقیقه آخر، هیچ کاری از او برنخواهد آمد، به‌خصوص که به خاطر خطا، ده نفره هم شده باشند.
برای همین خیلی از تماشاچیان و طرفداران چنین تیم‌هایی، وقتی می‌بینند شرایط این‌گونه است، در دقایق باقیمانده به پایان بازی، دیگر از تشویق تیم محبوب خود دست برمی‌دارند و حتی تماشای بازی را نیمه‌کاره رها می‌کنند و راهی خانه خود می‌شوند. دلیلش هم کاملا مشخص است. منطق و حساب و کتاب می‌گوید که ده نفره در ده دقیقه آخر هیچ کاری نمی‌توان کرد، به‌خصوص اگر تا این لحظه بازنده مسلم میدان هم بوده باشید. پس چرا باید وقت خود را به تماشای شکست و خرد شدن تیم مورد علاقه خود هدر دهیم؟
اما، وقتی همان ده نفر داخل میدان تصمیم می‌گیرند، آن ده دقیقه آخر، درست بازی کنند، آن وقت معجزه یکی پشت دیگری اتفاق می‌افتد و همه با نگاهی حیرت‌زده به یکدیگر می‌گویند: "دیدی! غیرممکن بود ولی چقدر زیبا رخ داد! آنها ده نفره در ده دقیقه آخر توانستند سرنوشت بازی را عوض کنند و برنده میدان شوند. انگار قانون دیگری هم هست که می‌گوید اگر تیمی درست بازی کند می‌تواند در شرایط غیرممکن، حتی ده تا گل هم بزند!"
و این جمله راه سوم این شماره ماست.
حقیقت این است که خیلی‌ها موفقیت و برنده شدن خودشان را در حوزه‌های مختلف زندگی، به شرایط بیرونی و عمدتا غیرقابل کنترل محیط خود پیوند زده‌اند. به این صورت که اگر این شرایط و مقدمات آماده نشود و یا از دست برود، پیشاپیش با اطمینان اعلام می‌کنند که دیگر موفق نخواهند شد و شکست و ناکامی آنها حتمی است. در این شرایط بسیاری از کسانی که خود را هوادار همیشگی نشان می‌دهند، حتی قبل از این‌که شکستی اعلام شود، صحنه را ترک می‌کنند و دلیل قطع حمایت خود را، اطمینان از شکست حتمی رفیق سابق خود اعلام می‌کنند. آنها در دفاع از خود می‌گویند شکست، اصلا نیازی به اثبات ندارد. همین که شرایط و مقدمات جور نبود، رخ دادن شکست حتمی است.
اما بعضی اوقات این حساب و کتاب‌های به ظاهر منطقی و قانع‌کننده، درست از آب درنمی‌آید. گاهی یک تیم ده نفره، در همان ده دقیقه آخر چنان گل‌هایی به دروازه حریف می‌کوبد که تیم‌های حرفه‌ای در نود دقیقه هم از انجام آن عاجزند. گویی وقتی عده‌ای تصمیم بگیرند درست و قدرتمند بازی کنند همه معادلات و حساب و کتاب‌های عالم باید در مقابل آنها سر تعظیم فرود آورد. و این همان فرمول حیرت‌انگیز موفقیت است که با وجود سادگی همیشه از نظرها پنهان می‌ماند.
راه سوم این شماره می‌گوید مهم‌تر از مقدمات و شرایط اولیه و مهم‌تر از زمان و فرصت کافی برای انجام یک کار و حتی مهم‌تر از تعداد نفرات و همراهان کافی، آن‌چه همیشه تعیین‌کننده پیروزی است نقش فعال روحیه جنگاوری و تسلیم نشدن افرادی است که در سخت‌ترین شرایط، از بهترین بودن و بهترین بازی را داشتن دست برنمی‌دارند.
این‌که دانش‌آموزی اعلام کند چون چهار ماه بیشتر به آزمون سراسری نمانده پس فرصت کافی برای آماده شدن ندارد و به‌ناچار مجبور است به قبولی در رشته‌های ضعیف و دانشگاه‌های ضعیف‌تر تن در دهد و یا یک سال دیگر خانه‌نشینی و سروکله زدن با کتاب و دفتر را تحمل کند، این نشان‌دهنده آن است که او هنوز باور ندارد ده نفره هم می‌توان در ده دقیقه آخر ده‌ها گل زد!
همین دانش‌آموز اگر خوب دقت کند می‌بیند همین چهار ماه باقی‌مانده نیز برای کسی که روحیه جنگاوری خود را کنار نگذاشته، خیلی زیاد است و او می‌تواند از ثانیه‌ثانیه این لحظات برای آفرینش صدها معجزه در زندگی خود استفاده کرده و همه را انگشت به دهان، حیرت‌زده تلاش خود نماید.
آن کاسب بازاری که یازده ماه کسادی بازار را به امید رونق فروش شب عید تحمل کرده است و اکنون می‌ترسد در این یک ماه باقی‌مانده نتواند چک‌ها و بدهی‌های خود را به موقع پاس کند و احساس می‌کند روزهای بی‌مشتری به سرعت در حال سپری شدن هستند و دیر یا زود باید اعلام ورشکستگی کند، این فرد باید بداند که همین یک ماه هم برای دوباره سرپا ایستادن در کل سال بعد کفایت می‌کند. فقط باید دست از بد بازی کردن بردارد و به جای زل زدن به مصیبت و ناکامی، از آن جلو بزند و با حضور دایم و مستمر در محل کسب و کار خود، از فرصت‌های طلایی شب عید، هر لحظه استفاده کند.
راه سوم این شماره را می‌توان راه و روش پیروزی هم نام گذاشت. همه آنها که در مسابقات نفس‌گیر تا لحظات آخر از مبارزه و تلاش دست برنمی‌دارند خوب می‌دانند که خیلی وقت‌ها بزرگ‌ترین تغییرات و تفاوت‌ها در همان لحظات آخر است که اتفاق می‌افتند. یعنی درست لحظاتی که حریف مقابل دیگر هیچ فرصتی برای مقابله‌به‌مثل در اختیار ندارد. ضربه آخر در لحظه آخر خیلی مواقع تفاوت بین برنده و بازنده را در مسابقات بزرگ تعیین می‌کند. حتی دونده‌های حرفه‌ای نیز در چند دقیقه آخر مانده به پایان مسابقه، با توان و نیرویی بسیار بیشتر از قبل به سمت خط پایان حمله می‌برند. در دقایق و لحظات نفس‌گیر باقیمانده تا خط پایان دیگر تعداد نفرات و همراهان و امکانات و شرایط در اختیار اهمیتی ندارد. فقط و فقط روحیه جنگجویی است که تعیین می‌کند جام پیروزی متعلق به کیست.
راه سوم این شماره می‌گوید اگر زمان و تعداد نیروهایی که در اختیار توست کم بوده و کافی نیست، این دلیل نمی‌شود که دست از آرزوهای بزرگ خود برداری. اتفاقا آرزوهای بزرگ زمانی واقعا بزرگ و ارزشمند می‌شوند که دسترسی به آنها غیرممکن‌تر به نظر برسد. راه سوم این شماره را می‌توان راه روحیه دادن هم دانست. وقتی یک عده جنگاور تصمیم می‌گیرند در کم‌ترین زمان در دسترس، بهترین رقص جنگ را خود به نمایش بگذارند، صرف‌نظر از نتیجه مبارزه، روحیه‌ای که از این تلاش به جمع منتقل می‌شود، آن‌قدر ارزشمند است که از صدها ساعت سخنرانی و سال‌ها کلاس و مدرسه اثرگذارتر است.
نکته ظریفی که در راه سوم این شماره پنهان است، بی‌تاثیری فشارهای بیرونی، روی کارآیی مجموعه‌ای است که مصمم به رسیدن بی‌کم و کاست به هدف متعالی خودش است. این‌که ده دقیقه‌ای و ده نفره بودن را به عنوان مثال کم‌فرصتی و کم‌بضاعتی عنوان می‌کنیم فقط از باب تمثیل است. وگرنه برای تیمی که تصمیم خود را برای پیروزی گرفته حتی هفت نفره بودن و هفت دقیقه وقت داشتن هم کفایت می‌کند. این‌که بعضی گمان می‌کنند با اعمال فشار و سخت‌گیری‌های بیشتر روی آدم‌های قدرتمند و مبارز می‌توانند آنها را وادار به تسلیم کنند، این سخت‌گیری‌ها اتفاقا اثر معکوس می‌گذارد و سبب قوی‌تر شدن روحیه مبارزه و استحکام و ریشه‌دارتر شدن اعتقادات و باورهای گروه مبارز می‌شود. درست مانند بادهای شدید و طاقت‌فرسای صحرا که باعث می‌شود درخت‌های بیابانی محکم‌تر و ریشه‌دارتر از درختان باغ شوند.
اتفاقا یکی از روش‌هایی که در علم تحلیل سیستم‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد اعمال ورودی‌های سخت و طاقت‌فرسا به سیستم و بررسی رفتار سیستم در مقابل این شرایط غیرطبیعی است. در حقیقت سیستم‌های ضعیف هنگام روبه‌رو شدن با این ورودی‌های ناهنجار از هم می‌پاشند و ضعف‌های درونی خود را به راحتی برملا می‌سازند. برعکس سیستم‌هایی قوی بلافاصله با ارایه پاسخ‌هایی به‌موقع و مناسب، فشار و سختی تحمیل شده را به راحتی از خود عبور می‌دهند بدون این‌که یکپارچگی و ماهیت اصلی خود را از دست بدهند و یا مجبور شوند از خود رفتارهای ناهنجار و نامتعارف نشان دهند.
حتما در مورد تست مخرب در تولید محصولات صنعتی چیزهایی شنیده‌اید. در فرآیند تست مخرب، فشارها و تنش‌هایی مافوق تحمل به محصول اعمال می‌شود. اگر محصول بتواند این فشارهای غیرعادی را با موفقیت از سر بگذراند و دیرتر از بین برود و متلاشی شود، طبیعی است که برای کار در شرایط بحرانی مناسب‌تر است و به همان نسبت ارزش و قیمت آن نیز بالاتر می‌رود.
راه سوم این شماره می‌گوید اگر می‌خواهی ببینی کدام تیم و همین‌طور کدام فرد، جوهره و ذات سالم‌تر و قابل اطمینان‌تری دارد، دقت کن در شرایط سخت و دشوار چه واکنشی از خود نشان می‌دهد. پرتقالی که از درون پوسیده و فاسد شده شاید از لحاظ شکل ظاهری با پرتقال سالم تفاوت چندانی نداشته باشد، اما وقتی فشار داده شود این پرتقال سالم است که آب پرتقال گوارا و شیرین را از خود نمایان می‌سازد. فرد یا گروهی که به هنگام سختی و فشار به دروغ‌گویی و فریب و نیرنگ متوسل می‌شوند، ماهیت حقیقی خود را در این لحظات به خوبی آشکار می‌کنند. و برعکس فرد یا تیمی که از درون سالم است، به وقت دشواری، با انسجام و یکپارچگی بیشتر، لیاقت و سلامت ذاتی خود را بیشتر از قبل آشکار می‌سازد و شایستگی خود را برای برتر بودن به وضوح در شرایط سخت به نمایش می‌گذارد.
بنابراین دانش‌آموزی که می‌گوید چهار ماه وقت باقیمانده تا کنکور برای قبولی کافی نیست، باید به خود بگوید که اگر یک ماه بیشتر وقت نداشتم چه می‌کردم؟ اگر عوامل مزاحم بیشتر بود چه واکنشی از خود نشان می‌دادم؟ در واقع این دانش‌آموز باید راه سوم این شماره را زیر لب زمزمه کند که اگر به جای یازده نفر همیشگی مجبور بودم ده نفره بازی کنم در ده دقیقه آخر چه رفتاری از خودم نشان می‌دادم؟ اگر دانش‌آموز مورد نظر ما این شکلی، به شرایط و توانمندی‌ها و نقاط ضعف و قوت خود دقت کند، می‌بیند که در درون وجودش رگه‌هایی پنهان از غیرت و اراده وجود دارند که به او می‌گویند در شرایط سخت و بحرانی می‌تواند بیشتر از آن‌چه گمان می‌کنند روی پشتکار و توانمندی خودش حساب کند. هر چه سختی‌ها و فشارهای بیرونی شدیدتر شود، این رگه‌های جسارت و مقاومت پنهان در وجود افراد آشکارتر می‌گردند و تحمل آنها برای مبارزه در شرایط دشوار بیشتر می‌شود.
در راه سوم این شماره اگر خوب دقت کنید می‌بینید: راه پیروزی، مقاومت و همین‌طور راه جدا کردن و تشخیص جنگجوی واقعی از مبارز تقلبی است. در یک کلام راه موفقیت است.

راه سوم این شماره می‌گوید اگر زمان و تعداد نیروهایی که در اختیار توست کم بوده و کافی نیست، این دلیل نمی‌شود که دست از آرزوهای بزرگ خود برداری. اتفاقا آرزوهای بزرگ زمانی واقعا بزرگ و ارزشمند می‌شوند که دسترسی به آنها غیرممکن‌تر به نظر برسد
http://www.movafaghiat.com/index.aspx?siteid=1&pageid=155&newsview=413

نوشته شده در چهارشنبه 2 فروردین ماه سال 1391ساعت 9:01 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

بسم الله الرحمان الرحیم 

هوالفتاح العلیم  

اوست گشایش دهنده دانا

 رب یسر ولا تعسر  

سهل علینا یا رب العالمین 

 

ای خدا ؛ کارها را بر ما آسان کن وسخت مگیر  

 

سلام  عید نوروزتون یا بهتره بگم نوروزمون مبارک 

خواستم اولین مطلب امسال رو با این دعا -آیه شروع کنم

همیشه این آیه و دعا رو دوس دارم 

نمیدونم یه حس خوب بهم میده 

حتی مثلا وقتی خیلی تو ناچاری  و تنگ ها هستم وقتی این آیه رو میخونم  

ناخودآگاه واتومات آروم تر میشم  

امیدوارم سال خوب و با آرامشی داشته باشین 

و لبخند و آرامشتون 

 رو هم بتونین به دیگرون هم 

 هدیه بدید . 

عید نوروز و سال جدید رو به همه مردم شادباش میگم 

 بس مبارک بود چو فر هما        اول کارها به نام خدا

عمّ جزو

پدید آورنده : سید محسن موسوی آملی ، صفحه 58

از دیر باز قرآن کریم را به سی جزء مساوی تقسیم کرده اند.جزء (جزو) سی ام قرآن که با سوره نبأ آغاز می گردد، از گذشته های دور به صورت مستقل نوشته یا چاپ می شد و مورد استفاده قرار می گرفت.اولین ایه سوره نبأ )عمّ یتسائلون) است.پس وجه تسمیه جزو عم یا عمّ جزو آغاز این جزء با سوره ای است که با کلمه عم آغاز شد.)عمّ یتسائلون) یعنی مردمان از چه چیز گفت و گو و پرس و جو می کنند؟

از قدیم که آموزش ابتدایی در مکتبخانه ها انجام می گرفت و عموماً مکتب خانه ها عهده دار آموزش خردسالان بودند، عمَّ جزو،از جمله کتاب های درسی بود.در محاوره فارسی عباراتی نظیر این گفته و شنیده می شود که « فلانی سوادش در حد عم جزو است» یا «حتی عمَّ جزو هم نمی تواند بخواند».گفتنی است که حتی برخی از اهل فضل،که منشأ این کلمه و وجه تسمیه «عمَّ جزو» را نمی دانند و کلمه «عم جز»تنها از زبان ها به گوششان رسیده است، آن را به صورت«عمه جزو» می نویسند،به خیال اینکه میان این کتاب که معمولا نزد «عمه باجی»های مکتب دار می خواندند، و نام «عم جزو» ربطی وجود دارد.حتی لغت نامه دهخدا علاوه بر مدخل « عم جزو» مدخل « عمه جزو» هم دارد.

معمولاً کودکان را از سن پنج سالگی به مکتبخانه می فرستادند.شاگردان این مکتب ها بعد از یادگرفتن الفبا به خواندن جزء آخر قرآن،یعنی عم جزء می پرداختند.پس از آن آموزش حساب و ریاضی با خط سیاقت بود. پس از آن دیوان حافظ وگلستان سعدی را می خواندند و بر روی لوحه های چوبی مشق خط نستعلیق می کردند. در مکتب خانه ها نماز خواندن و احکام شرعی را هم به بچه ها یاد می دادند.

در این دوران،در برخی مکتب خانه های رسمی و مهم،پس از آموزش «عمّ جزو»،به کودکان مبتدی،کتاب های کوچک و ساده ای چون نان و حلوا،سنگتراش، عاق والدین، گرگ و روباه، شنگول و منگول، حسن و حسین،و تمام یا قسمت عمده ای از قرآن کریم تدریس می شد . مراتب بعدی به آموزش کتاب هایی با جنبه ادبی قوی تر و متون ادبی دشوارتر اختصاص داشت که از آن جمله می توان حیات القلوب و عین الحیات،نصاب الصبیان،تاریخ معجم،جهانگشای نادری،منشآت میرزا مهدی خان استرآبادی،و کتاب هایی از این نوع را نام برد.در این دوره ها، گاه جامع المقدمات نیز تدریس می شد.

در مکتب خانه،مکتبدار مرد را ملا یا آخوند و مکتبدار زن را عمه باجی می گفتند.مکتب ها معمولا در خانه های مکتبدارها تشکیل می شد.

کتاب عم جز با جمله زیبایی شروع می شد.کتابی بود با طرح جلد بسیار ساده و الفبای عربی و حرکات حروف و سوره های کوچک جزء سی ام قرآن.جمله)وهوالفتاح العلیم) (سوره سباء، ایه 26) اولین جمله ای بود که کودکان آن را از روی یک نوشته می خواندند.پس از آن جمله«رب یسر ولا تعسر سهل علینا یا رب العالمین» و پس از آن،حروف ابجد،هوز،حطی و… در برخی جزوه ها هم،پس از )وهو الفتاح العلیم) این بیت شعر بود:

بس مبارک بود چو فر هما اول کارها به نام خدا

در مکتب به بچه ها یاد می دادند که دست به صفحات قرآن نزنند لذا از نشان استفاده می کردند.این نشان،«چوب الف»نام داشت.چوب الف کاغذ باریکی است که لای قرآن می گذارند تا هم صفحه را گم نکنند و هم موقع خواندن با آن،ایات را دنبال کنند و دست به ایه نزنند.عبدالله مستوفی در خاطراتش در این باره گفته است:عم جزوی که برای من تدارک کرده بودند،با یک چوب الف کاغذی حاضر بود.آخوند بلافاصله مرا پیش طلبید.عم جزو را باز کرد)و هو الفتاح العلیم) را با شعر بعدش:بس مبارک بود… به من آموخت.( شرح زندگانی من، ج1، ص218)

در بسیاری از مکتب ها کودکان دانش آموز موظف بودند که علاوه بر یادگیری روخوانی قرآن کریم از روی همان کتاب عم جزو،سورههای کوچک قرآن را نیز حفظ کنند.

کتاب دیگری نیز در نظام آموزشی گذشته ایران وجود داشت که به آن «پنجلهم» که در واقع، همان پنج الحمد است،می گفتند.این کتاب کم حجم،مشتمل بر پنج سوره از قرآن بوده است که احتمالاً با حمد آغاز می شده است.برخی نویسندگان،این جزوه را همان عم جزو دانسته اند.

مرحوم جمال زاده در داستان«هُمزه و لُمزه» خاطره دوره تحصیلش را چنین بیان کرده است:«مرا وقتی به سن چهار یا پنج سالگی رسیدم،به مکتب گذاشتند.درسم چنان که مرسوم بود،با کتاب پنجلهم که همان عمه جزو تهرانی ها است شروع گردید.اولین جمله ای که به هزاران خون دل یاد گرفتم و ازبرم شد همان جمله هو الفتاح العلیم بود که ابواب را به روی روح کوچولویم مفتوح ساخت.آنگاه رسیدم به این بیت معروف:بس مبارک بود چو فرّ همای…(کهنه و نو، سید محمدعلی جمالزاده،ص145)

امروزه نیز،در برخی کلاس ها و محفل های قرآنی برای سهولت در آموزش و حفظ قرآن کریم، از جزو سی ام قرآن یا همان عم جزو که به صورت مستقل به چاپ رسیده است،استفاده می کنند.

بهمن1387

 http://www.hawzah.net/fa/magart.html?MagazineID=5248&MagazineNumberID=7008&MagazineArticleID=84924

نوشته شده در چهارشنبه 2 فروردین ماه سال 1391ساعت 8:36 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

              
سارق جنایتکاری در حال فرار و آوارگی با لباس ژنده و پر گردو خاک، دست و صورت کثیف، خسته و کوفته، به یک دهکده رسید.

چند روزی چیزی نخورده و بسیار گرسنه بود. او جلوی مغازه میوه فروشی ایستاد و به پرتقال های بزرگ و تازه خیره شد. اما بی پول بود. بخاطر همین دو دل بود که پرتقال را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدائی کند.

دستش توی جیبش تیغه چاقو را لمس می کرد که به یکباره پرتقالی را جلوی چمشش دید که میوه فروش به او هدیه کرد. بی اختیار چاقو را در جیب خود رها کرد و پرتقال را از دست مرد میوه فروش گرفت.

میوه فروش گفت : بخور نوش جانت، پول نمی خواهم

سه روز بعد جنایتکار فراری باز در جلو دکه میوه فروش ظاهر شد.

این دفعه بی آنکه کلمه ای ادا کند، صاحب دکه فوراً چند پرتقال را در دست او گذاشت، او دهان خود را باز کرده گوئی میخواست چیزی بگوید، ولی نهایتاً در سکوت پرتقال ها را خورد و با شتاب رفت. آخر شب صاحب دکه وقتی که بساط خود را جمع می کرد، صفحه اول یک روزنامه به چشمش خورد.

میوه فروش مات و متحیر شد وقتی که عکس توی روزنامه را شناخت. عکس همان مردی بود که با لباسهای ژنده از او پرتقال مجانی میگرفت. زیر عکس او با حروف درشت نوشته بودند جنایتکار فراری و برای کسی که او را معرفی کند مبلغی بعنوان جایزه تعیین کرده بودند. میوه فروش بلافاصله شماره پلیس را گرفت. پلیس ها چند روز متوالی در اطراف دکه در کمین بودند. سه چهار روز بعد مرد جنایتکار دوباره در دکه میوه فروشی ظاهر شد،

با همان لباسی که در عکس روزنامه پوشیده بود. او به اطراف نگاه کرد، گوئی متوجه وضعیت غیر عادی شده بود. دکه دار و پلیس ها با کمال دقت جنایتکار فراری را زیر نظر داشتند. او ناگهان ایستاد و چاقویش را از جیب بیرون آورده و به زمین انداخت و با بالا نگهداشتن دو دست خود به راحتی وارد حلقه محاصره پلیس شده و بدون هیچ مقاومتی دستگیر گردید.
موقعی که داشتند او را می بردند زیر گوش میوه فروش گفت :

 ” آن روزنامه را من پیش تو گذاشتم، برو پشتش را بخوان . سپس لبخند زنان و با قیافه کاملاً راضی سوار ماشین پلیس شد. میوه فروش با شتاب آن روزنامه را بیرون آورد و در صفحه پشتش، چند سطر دست نویس را دید که نوشته بود:

من دیگر از فرار خسته شدم از پرتقالت متشکرم.

هنگامی که داشتم برای پایان دادن به زندگیم تصمیم میگرفتم،

نیکدلی تو بود که بر من تاثیر گذاشت.

بگذار جایزه پیدا کردن من، جبران زحمات تو باشد
نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند ماه سال 1390ساعت 6:02 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

در سرزمینی زندگی می کنم


که مردمانش همه، شکایت دارند از تنهایی


ولی نمی دانم!


پس;


دلیل این فاصله ها در چیست؟!

نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند ماه سال 1390ساعت 5:52 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

 ***********************************************
سلام  
دلم برا خدا تنگ شده بود خیلی 
یکم ازش دور شدم 
ولی... 
خودش راهو نشونم داد 
خودش 
نمیدونم چرا یهو دلم هوای شب قدر رو کرد 
دلم گرفت 
تنگ شد 
 
""شب قدر به شب قدر بودنش نیس به دونستن قدرشه ، قدر هر شبمون رو بدونیم  تا هر شبمون قدر باشه"" 
 هی میتونیم برا خدا ناز کنیم هی ناز کنیم اونم  مثل همیشه نازمون رو می خره 
می خره؟ 
فکر کنم این تو وسعت  مغز کوچیک ماست 
اون نمی خره  
خریدنی ها تموم شدنی  هستن یه روزی
اون میذاره تو قلبش برا همیشه 
برا همینه با ناز بهمون میگه 
 
 نَحنُ أَقرَبُ الیهِ مِنْ حَبْلِ الوَرید    (1)  
 
دوشنبه 15 اسفند90 
ساعت:18:58
****************************************************************
 شب قدر    (2) 

امشب رحمت دوست جاریست، 

 مانند رود، 

 نه! مانند باران


 اگر دلتان لرزید , 

 بغضتان ترکید


 کسی اینجا محتاج دعاست


 اگر یادتان بود باران گرفت دعایی به حال من بیابان کنید.


التماس دعا 

 

منبع قسمت (1):http://www.hawzah.net/fa/bookview.html?BookID=45290&BookArticleID=28253  

ترجمه آیه به نثر: ما ازشاهرگ او بهاو نزدیک تر هستیم.

ترجمه آیه به نظم:

که مااز رگ گردن آدمی    بدونیم نزدیکتر هر دمی(444)

میان عاشق ومعشوق هیچ حائل نیست    تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

خدا از رگ گردن به بنده نزدیک تر است. 

منبع قسمت (2): 

http://sara0098.parsiblog.com/

نوشته شده در دوشنبه 15 اسفند ماه سال 1390ساعت 6:59 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

شادی را هدیه کن! حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند!

عشق بورز! حتی به آنهایی که دلت را شکستند!

دعا کن! حتی برای آنهایی که نفرینت کردند!

و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست...

نوشته شده در پنجشنبه 11 اسفند ماه سال 1390ساعت 5:16 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

بوسه عشق


قلبت را مهمان کن به بارش محبت

نوشته شده در یکشنبه 7 اسفند ماه سال 1390ساعت 4:12 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)


محبت کن ... بی دریغ .... بی منت
نوشته شده در یکشنبه 7 اسفند ماه سال 1390ساعت 3:44 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
در نتیجه:
نوشته شده در چهارشنبه 3 اسفند ماه سال 1390ساعت 5:05 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

رویای شما...  
رویای یک رویا 
 

فرهیختگان: دختر ۱۸ ساله‌ای که به بیماری اعجاب‌انگیزی مبتلاست و برای جراحی صورتش، ثانیه‌شماری می‌کند به درخواست شمار زیادی از نیکوکاران ایرانی به بانک مسکن شعبه زیتون کارمندی اهواز رفت و به نام خودش، حساب باز کرد.


 همزمان با انتشار سرگذشت تکان‌دهنده «رویا» صدها نفر از مردم مهربان ایران بزرگ، موجی از
احساس و امید را به این دختر شوشتری هدیه دادند. ماجرای زندگی تلخ «رویا» علاوه‌بر روزنامه فرهیختگان در پایگاه خبری شوشان، روزنامه فرهنگ جنوب، سایت تابناک و... هم منتشر شده است و شمار زیادی از نیکوکاران برای کمک به این دختر پیشقدم شده‌اند. همچنین دکتر بحرینی‌مقدم- مدیر بیمارستان لقمان حکیم تهران- ضمن اعلام آمادگی برای درمان «رویا» گفت: پس از بررسی‌های اولیه و مشورت با متخصصان بیمارستان به این نتیجه رسیدیم که برای درمان «رویا» باید جراحی در چند مرحله صورت بگیرد. بیمارستان «لقمان حکیم» تهران، آمادگی کامل خود را برای جراحی «رویا» تحت نظر یک تیم متخصص اعلام می‌دارد.  قرار است «رویا» تا آخر هفته جاری از خوزستان به تهران بیاید و در بیمارستان «لقمان حکیم» بستری شود. وی پنجشنبه هفته گذشته به بانک مسکن شعبه زیتون کارمندی اهواز رفت و به نام خودش، حساب باز کرد. 

شماره حساب:
۷۱۰۰۵۴۷۱۸۴۱۰
شماره کارت:
 ۶۲۸۰۲۳۰۴۱۹۰۴۲۹۲۳

 کمک‌های مردمی به این شماره‌حساب پس از رفع نیازهای این خانواده و تامین هزینه‌های درمان و مسکن با نظارت «رویا» و موسسه خیریه «جوادالائمه» صرف امور خیریه و کمک به ایتام و دیگر نیازمندان خواهد شد. «رویا» پس از جراحی و بهبودی کامل به‌عنوان نماد احساس و عواطف انساندوستانه هموطنان، در موسسه خیریه «جوادالائمه» خوزستان مشغول به کار خواهد شد.  «رویا» دختری است که ۱۸ سال پیش در «شوشتر» خوزستان به دنیا آمد اما فقط شش‌ماه روی خوش زندگی را دید. تمامی اطرافیان «رویا» به خاطر تولد وی می‌خندیدند. دنیا اما غم داشت، نمی‌خندید. خیلی زود نشانه‌های بیماری در صورت «رویا» نمایان شد. سمت چپ صورت دختر نورسیده، پر شد از گوشت اضافه. پدر و مادر «رویا» که نگران سلامتی فرزندشان بودند امید داشتند این عارضه بدشکل در آینده‌ای نزدیک برطرف شود. «رویا» اما با گذر زمان خوب نشد. این زمان بود که بدترین رنج‌ها را با تشدید بیماری برای دختر شوشتری به ارمغان آورد. «رویا» هرچه بزرگ‌تر می‌شد گوشت اضافه صورتش هم برجسته‌تر می‌شد. رفته‌رفته انگشتان دست و پای «رویا» نیز به همین عارضه دچار شد.  پدر زحمتکش و مهربان «رویا» وضع مالی خوبی نداشت اما تا سقف توان برای درمان جگرگوشه‌اش تلاش کرد. پدر «رویا» فقط ۳۷ سال داشت که سکته مغزی کرد و به خواب ابدی رفت؛ بی‌آنکه لبان خندان فرزند  بیمارش را ببیند.

اگه ممکنه این مطلبو تو وبلاگتون منتشر کنیدممنون
منم هستم ... 

منم ممنون

نوشته شده در دوشنبه 1 اسفند ماه سال 1390ساعت 3:55 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

جلوتر از زمان رفتن یعنی ...

جلوتر از زمان، یعنی ، پشت و روی دنیا را دیدن !! کشف‌کردن، آفریدن، زندگی‌کردن و....
 
 
 
می‌دانی! جلوتر از زمان رفتن
 
یعنی بیش‌تر دوست‌داشتن، بیش‌تر مهربان بودن!
 
 
 
جلوتر از زمان رفتن
 
یعنی بیش‌تر گام برداشتن، تلاش‌کردن
 
لحظه‌های شاد را بیش‌تر دیدن
 
خنده‌ها را بیش‌تر کردن
 
 
 
 
جلوتر از زمان،
 
یعنی بیش‌تر حس‌کردن، نگاه‌کردن
 
حتی بیش‌تر شکرگزار بودن،
 
 
 
 
جلوتر از زمان،
 
یعنی، پشت و روی دنیا را دیدن!
 
کشف‌کردن، آفریدن، زندگی‌کردن
 
 
 
 
جلوتر از زمان
 
یعنی از عشق هم پیشی‌گرفتن!
نوشته شده در پنجشنبه 27 بهمن ماه سال 1390ساعت 5:42 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر
با اعتماد، زمان حالت را بگذران
و بدون ترس برای آینده آماده شو



ایمانت را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
زندگی شگفت انگیز است
فقط در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی



مهم این نیست که قشنگ باشی
قشنگ این است که مهم باشی !
حتی برای یک نفر
کوچک باش و عاشق ... که عشق، خود میداند آئین بزرگ دانستنت را
بگذار عشق خاصیت تو باشد، نه رابطه خاص تو با کسی




موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن
هر روز صبح در آفریقا، آهویی از خواب بیدار میشود
و برای زندگی کردن و امرار معاش در صحرا میچرد

آهو میداند که باید از شیر سریعتر بدود
در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد
شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد
میداند که باید از آهو سریعتر بدود، تا گرسنه نماند

مهم این نیست که تو شیر باشی یا آهو ...
مهم اینست که با طلوع آفتاب از خواب برخیزی و برای زندگیت
با تمام توان
و با تمام وجود شروع به دویدن کنی ...



زلال باش ... ،‌ زلال باش ... ،
زلال تر از قطرات اشک
فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی
یا دریای بیکران، زلال که باشی، آسمان در تو پیداست





ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 19 بهمن ماه سال 1390ساعت 6:31 PM توسط آبی آسمونی نظرات (3)

نگاهی به درخت ســـیب بیندازید.

شاید پانـــصد ســـیب به درخت باشد که هر کدام حاوی ده دانه است.

خیلی دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسیم «چرا این همه دانه لازم است تا فقط چند درخت دیگر اضافه شود؟»

«اکثر دانه ها هرگز رشد نمی کنند. پس اگر واقعاً می خواهید چیزی اتفاق بیفتد، بهتر است بیش از یکبار تلاش کنید.»

وقتی که «قانون دانه» را درک کنیم دیگر ناامید نمی شویم و به راحتی احساس شکست نمی کنیم
نوشته شده در چهارشنبه 19 بهمن ماه سال 1390ساعت 6:05 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

سلام 

مطالب پایین رو از بلاگ ونوس انتخاب کردم

امیدوارم خوشتون بیاد 

 http://www.venus.blogfa.com 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 17 بهمن ماه سال 1390ساعت 4:05 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

 
  •  
  • ایمان بی عشق اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان اسارت در خود. ایمان بی عشق تعصبی کور است و عشق بی ایمان کوری متعصب.  
  •  
  • زندگی جستجوی نیمه هاست در پی نیمه ها.
  • نوشته شده در دوشنبه 17 بهمن ماه سال 1390ساعت 4:03 PM توسط آبی آسمونی نظرات (2)

    راجع به عشق خیلی صحبت میشه
    کسایی هم که میخوان اوج علاقشونو به کسی یا چیزی نشون بدن میگن من عاشق فلان هستم
    ولی هیچ میدونستین بیشتر بزرگان میگن دوست داشتن بالاتر از عشقه
    البته منم به این موضوع اعتقاد دارم
    ببینین عشق میتونه به خاطر خیلی چیزا باشه
    مثلا میشه عاشق قیافه بود ، میشه عاشق تیپ شد و یا عاشق اخلاق و ...
    حتی خیلیا معشوقای دیگه ای دارن ، مثل عشق به مسافرت ، عشق به تحصیل و ...
    اما میدونین تو عاشق شدن وقتی دلیل عشق از بین بره ، خود بخود عشق هم تموم میشه.
    مثلا عشق به ظاهر و ...
    عشق چون لحظه ای بوجود میاد جنبه عقلانی نداره 
    یعنی شما  تو اولین نگاه عاشق یه نفر میشین ولی بعد که باهاش برخورد میکنین میبینین ازش خوشتون نمیاد ٬حالا دلیلش هم بماند..
    ولی عشقی پایداره که تبدیل به دوست داشتن بشه...
    چون دوست داشتن به مرور زمان حاصل میشه و عقلانی تره ...
    اما من میخوام بگم عشق به خدا برترین حسییه که تو وجود آدماست
    چون معشوق شما خوب مطلقه ، زیبای مطلقه و با شناخت هم نه تنها عشق آدم کم نمیشه بلکه بیشتر و بیشتر میشه..
    مهمتر از همه اینکه خداوند تغییر ناپذیره یعنی هیچوقت معلول این عشق تغییر نمیکنه تا عشق شما کم بشه ...
    در ضمن لحظه ای و آنی هم بوجود نمیاد ، بلکه از بدو تولد تو وجود آدما هست ٬
    منتها زمان فهمیدنش به نسبت آدما فرق میکنه
    البته منظورم این نیست که موقع خطر به یاد خدا میافتیم
    البته این حس دوست داشتن خدا رو میرسونه
    ولی وقتی موقع خطر به یاد خدا میافتیم به خاطر اینه که ما رو نجات بده ..
    یعنی در اصل عاشق دنیا و زندگی دنیوی هستیم...
    در هر حال میدونم همتون عاشق خدا هستین...
    نترسین هیچوقت از این عشق پشیمون نمیشین*

     

    نوشته شده در دوشنبه 17 بهمن ماه سال 1390ساعت 4:00 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    در کارگاه خلقت انسان، در آسمان، جائیکه خدا هر شخصیتی را مطابق با سلیقه خود آفرید، همه به صف بودیم تا قبل از اعزام به سیاره زمین، اصلی‌ترین ویژگی شخصیتی خود را از خدا بگیریم...


    سهم من یک پیمانه لبریز از احساسات بود... در حالیکه به استقامتی که در دست داشت تا به شخصیت بعدی بدهد خیره شده بودم، با خود فکر کردم، آیا همان احساساتی را که قبلاً در وجودم نهاده بود، کافی نبود؟


    آیا من به استقامت بیشتر نیاز نداشتم؟ پدرانه لبخندی به صورتم پاشید و گفت: "صد البته که با وجود احساسات قویتر به استقامت بیشتری هم نیاز خواهی داشت... ولی آنرا الان به تو نمی دهم ...


    وقتی به زمین رسیدی و شدت احساساتت تو را مجذوب اشخاص و زندگی زمینی‌ات کرد... وقتی به غیر از محبت ابدی من، دلت برای محبت‌های سطحی و زودگذر زمینی هم تپید و فراموش کردی در دنیایی بسر می‌بری که هیچ چیز پایدار و همیشگی نیست... آنگاه که از یاد بردی دنیا نمی‌تواند جوابگوی احساسات و محبتت باشد... زمانیکه گریان در کنج خلوت زمینی خود از بی‌محبتی زندگی‌ای که تو را احاطه کرده است، نالیدی... آنگاه بخاطر دریافت استقامت هم که شده باشد، مرا به یاد خواهی آورد... و من شادمان ا ز اینکه محبوبم دوباره مرا به یاد آورده است، تمام محبت خود را به پای تو خواهم ریخت و مرهم بر زخمهای دلت خواهم گذاشت...


    وقتی زخمهای دلت شفا یافت، اگر دوباره دل به محبت‌های زمینی بستی، من با اطمینان از بازگشت دوباره تو به سوی خود با محبتی نه کمتر، بلکه حتی بیشتر، به انتظارت خواهم نشست تا دوباره برای بستن زخمهای دلت به نزدم آیی... تا آن زمان که متوجه شوی تنها عشق پایدار تو در زندگی‌ات، من هستم... آنگاه که این را دریافتی، روز شادی عظیم من درآسمان برای یافتن دوباره تو خواهد بود...


    مغزم از درک شرایط تجربه نشده‌ای که توصیفشان را شنیدم، عاجز بود... پس پیمانه احساسات را گرفته، مزه‌مزه‌کنان شروع به نوشیدنش کردم... ابتدا به قدری شیرین بود که بقیه را بسرعت و با لذت سر کشیدم، اما در نهایت مزه‌ای چنان تلخ و غیر قابل تحمل از خود در ذره ذره وجودم باقی گذاشت که از ناراحتی به خود پیچیدم... خدا با قطره اشکی از گوشه چشم ٬دلسوزانه در آغوشم گرفت و گفت: "این طعم لذت از محبت‌های زمینیست... بیا و دهانت را با داروی آن شیرین کن و جامی سرخ، به رنگ خون در دستانم نهاد... رویش نوشته شده بود... عشق خدا...

    نوشته شده در دوشنبه 17 بهمن ماه سال 1390ساعت 3:58 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

    دوستی را چه خوب میدانی!!!...

    به خاطر ادراک زلال تو از نور...

    به خاطر ترسیم پاک رابطه ... در ذهن من ...

    از مریم عذرا مطهری ...

    تو گنج بودی ... در انتظار ...

    در زیر خروارها زمان ...

    و من با کندن ریشه های هرز برای حراست احساس خویشتن ...

    ترا باز یافتم...

    نوشته شده در دوشنبه 17 بهمن ماه سال 1390ساعت 3:54 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    سادگی را
    من از نهانِ یک ستاره آموختم
    پیش از طلوعِ شکوفه بود شاید
    با یادِ یک بعداز ظهرِ قدیمی
    آن قدر ترانه خواندم
    تا تمامِ کبوترانِ جهان
    شاعر شدند.


    سادگی را
    من از خوابِ یک پرنده
    در سایه‌ی پرنده‌یی دیگر آموختم.
    باد بوی خاصِ زیارت می‌داد
    و من گذشته‌ی پیش از تولدِ خویش را می‌دیدم.
    ملایکی شگفت
    مرا به آسمان می‌بُردند،
    یک سلولِ سبز
    در حلقه‌ی تقدیرش می‌گریست،
    و از آنجا
    آدمی ... تنهاییِ عظیم را تجربه کرد.


    دشوار است ... ری‌را
    هر چه بیشتر به رهایی بیندیشی
    گهواره‌ی جهان
    کوچک‌تر از آن می‌شود که نمی‌دانم چه ...!


    راهِ گریزی نیست
    تنها دلواپسِ غَریزه‌ی لبخندم،
    سادگی را
    من از همین غَرایزِ عادی آموخته‌ام.

                                                                              سید علی صالحی

    نوشته شده در دوشنبه 17 بهمن ماه سال 1390ساعت 3:53 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    کلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند که به زندگی مان شکل می دهند.

    ما می توانیم با استفاده از کلمه ها و اصطلاح های مثبت ، انرژی مثبت را بین همه پخش کنیم.

    برای مثال ما می تونیم از جایگزین های زیر در صحبت هایمون استفاده کنیم :


    به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود


     به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت


     به جای دستت درد نکنه ؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی


     به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم : از این که وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم


     به جای گرفتارم؛ بگوییم : ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود


     به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟


     به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده


     به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما


     به جای شکست خورده؛ بگوییم : با تجربه


     به جای فقیر هستم؛‌بگوییم : ثروت کمی دارم


     به جای بد نیستم؛ بگوییم :‌ خوب هستم


     به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست


     به جای مشکل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم


     به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود


     به جای فراموش نکنی؛ بگوییم : یادت باشه


     به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌ بگوییم :‌ من سالم و با نشاط هستم


     به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم : شما را در شادی ها ببینم

    نوشته شده در شنبه 15 بهمن ماه سال 1390ساعت 7:52 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

    غافل شدن از نشانه هایی که کودک بروز می دهد یکی از اشتباهاتی است که اغلب والدین همیشه مرتکب می شوند. اما رسیدگی و توجه به کودک براساس این نشانه ها، زندگی را برای همه اعضا از این رو به آن رو می کند. به همین خاطر، بیشترین اشتباه های متداول والدین را طبق نظر متخصصان در این جا آورده ایم.



    ادامه مطلب
    نوشته شده در پنجشنبه 29 دی ماه سال 1390ساعت 5:47 PM توسط آبی آسمونی نظرات (3)

    برترین ها به نقل از مجله سپیده دانایی: هرکدام از همسران سبک خاصی برای دعوا دارند. برخی از این سبک ها می توانند بسیار مخرب باشند، اما با این وجود بسیار استفاده می شوند. حدس می زنیم بعضی از این رفتارها، برای شما هم آشنا باشند.


    شما در زمان دعوا و اختلاف چه می کنید؟ آیا با رفتارهای اشتباهی که می توانند باعث شوند تا یک دعوا و اختلاف ساده به مشکلی پیچیده تبدیل شود، آشنایی دارید؟ گاتمن معتقد بود عواملی که موجب می شوند هیجان های منفی سرریز کند، چهار رفتار مشکل ساز زن و شوهرها است؛ چهار رفتاری که گاتمن به آنها گفت چهار سوار سرنوشت:



    ادامه مطلب
    نوشته شده در پنجشنبه 29 دی ماه سال 1390ساعت 4:51 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

    افراد خانواده هرکدام از نظر خصوصیات جسمی، عقلی، ذهنی، عاطفی، روانی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، تحصیلی و تربیتی با یکدیگر تفاوت اساسی دارند. این مقاله بر آن است که راهکارهای خوشبختی در خانواده را به اجمال بررسی کند.



    ادامه مطلب
    نوشته شده در پنجشنبه 29 دی ماه سال 1390ساعت 4:35 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

    پیش به سوی موفقیت، با مدیریت ذهن
    پیش به سوی موفقیت، با مدیریت ذهن
    اگر ۵۰ درصد ذهنتان را خوب مدیریت کنید، اکنون می دانید موفقیت شما نیز ۵۰ درصد است. این نشان می دهد که چقدر موفقید! آیا این مقدار موفقیت برای شما کافی است؟
    با توجه به مشغله های مختلف روزمره برای افراد و شرایطی که پیرامون اکثریت ما وجود دارد، اهمیت مدیریت ذهن بیش از پیش نمایان می شود.
    http://www.aftabir.com
    کوتاه شده از: life.etime.ir


    ادامه مطلب
    نوشته شده در دوشنبه 26 دی ماه سال 1390ساعت 3:29 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    موفقیت به سبک مک دونالد
    موفقیت به سبک مک دونالد
    وقتی در سال ۱۹۹۲ پروفسور بنیامین باربر اصطلاح "MC World" را مطرح و به نوعی ابداع کرد، مک دونالد، بزرگترین رستوران زنجیره ای جهان، ۱۲ هزار ۷۰۰ شعبه در سراسر دنیا داشت. اکنون ۳۳ هزار شعبه مک دونالد در گوشه و کنار جهان فعالیت می کنند.
    گسترش بی حد و حصر شعبه های مک دونالد در سراسر دنیا، در طول ۶۱ سال بدون تردید موفقیتی بزرگ در عرصه کسب و کار است. یکی از نمونه های این موفقیت تصمیم مقامات این رستوران زنجیره ای برای تاسیس ۲۰۰ شعبه در سال جاری، آنهم فقط در کشور چین است.
    در این گزارش بر آن شدیم تا از نکاتی جالب درباره مک دونالد برای شما بگوییم که دانستن آنها خالی از لطف نیست.
    ۱. روزانه ۱% کل جمعیت جهان در رستوران های زنجیره ای مک دونالد غذا می خورند.
    ۲. شعبه های متعدد این رستوران زنجیره ای در هر ثانیه ۷۵ همبرگر می فروشند.
    ۳. ۲۴ میلیارد دلار سود، این رستوران زنجیره ای را به نودمین شرکت بزرگ دنیا تبدیل کرده است.
    ۴. مک دونالد با ۳۲ میلیارد دلار درآمد از شعبه های گوناگون درسراسر جهان شصت و هشتمین شرکت بزرگ دنیا به لحاظ درآمد است.
    ۵. مک دونالد ۷۰۰ هزار نیروی کار با میزان گردش مالی ۱۵۰% دارد.
    ۶. براساس برآورد این شرکت، از هر ۸ کارگر آمریکایی یک نفر در مک دونالد کار کرده است.
    ۷. مک دونالد بزرگترین توزیع کننده اسباب بازی در سراسر دنیاست.
    ۸.نشان مک دونالد در بین مردم بیش از صلیب به رسمیت شناخته می شود.
    ۹. ملکه الیزابت، صاحب یکی از شعبه های مک دونالد در کاخ باکینگهام است.
    ۱۰. در طول سه سال آینده، مک دونالد قصد دارد هر روز یک شعبه جدید در چین تاسیس کند.
    ۱۱. .مک دونالد در ۱۸ کشور سرویس به درب منازل می برد.
    ۱۲. آمریکایی ها به تنهایی ۴۵۰ هزار تن گوشت گاو یعنی معادل ۵/۵ میلیون راس دام،در مک دونالد مصرف می کنند.


    منبع: بانکی

    نوشته شده در دوشنبه 26 دی ماه سال 1390ساعت 3:24 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

     السلام علی الحسین                                                                               

                   وعلی علی بن الحسین                                          

                            وعلی اولاد الحسین 

                                                                               وعلی اصحاب الحسین 

    نوشته شده در شنبه 24 دی ماه سال 1390ساعت 10:53 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

       اربعین است اربعین کربلاست
    هر طرف غوغایی از غم ها به پاست
    گویی از آن خیمه های نیم سوز
    خود صدای العطش آید هنوز  


                 
     

    غرق تلاطم شده بحر محیط
    یک سره درد است بساط بَسیط
    شد چهلم روز عزای حسین
    جان جهان باد فدای حسین 

      

     

     بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد
    دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد
    به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید
    همی بوسم خاکی را که بوی کربلا دارد
                         

      دوستان با من و دل ناله و فریاد کنید
    آه را با نفس از حبس دل آزاد کنید
    اربعین آمده تا از شهدا یاد کنید
    گریه بر زخم تن حضرت سجاد کنید 

      


                      

     


      کربلایت بار دیگر منزل زینب شده
    در عزای اربعینت جان او بر لب شده
    او که شمع محفل شمس و قمر، وان غنچه بود
    بعد از این پروانه ی هجده گل و کوکب شده  

     

     


      دل ما در پی آن کاروان است
    که از کرب و بلا، با غم روان است
    چه زنجیری به دست و بازوان است
    که گریان دیده روح الامین است
    به یاد کربلا دل ها غمین است
    دلا خون گریه کن چون اربعین است   
                         


      دلا کوی حسین عرش زمین است
    مطاف و کعبه دل ها همین است
    اگر خیل شهیدان حلقه باشند
    حسین بن علی، آن را نگین است  

      

     

      بلبلان آمده گل ها همه پرپر گشتند
    حرم الله دوباره به حرم برگشتند
    زائر پیکر صد پارة بی سر گشتند
    همگی دور مزار علی اکبر گشتند  



                    
                     

     
         

      جابر این جا حرم محترم خون خداست
    هر طرف سیر کنی جلوة مصباح هداست
    غسل از خون جگر کن که مزار شهداست
    سر و دست است که از پیکر صد پاره جداست  


     
      جابرا اشک فشان ناله بزن زمزمه کن
    گریه با فاطمه از داغ بنی فاطمه کن
    در حریم پسر فاطمه یاد از همه کن
    روی از گوشة گودال سوی علقمه کن  





                   
                   
     
               
      صد نوا خیزد ز نای نینوایت یا حسین
    نغمه های عشق باشد در نوایت یا حسین
    می زند آتش به قلب دوستانت دم به دم
    داستان جانگداز کربلایت یا حسین  
                   
                     


      تمام یاس هایت را به شام از کربلا بردم
    چو برگشتم برایت یک چمن نیلوفر آوردم
    مسافر از برای یار سوغات آورد اما
    من از شام بلا داغ سه ساله دختر آوردم  

     


      تا قیامت نرود نقش تو از لوح ضمیر
    حیرتم کشت، بگو این چه معماست حسین
    گر چه شد جوهر عشق از قلم عاطفه پاک
    رقم مِهر تو بر صفحه دل هاست حسین  

     


      دیده خونبار دارد آسمان کربلا
    هست تا در انتظار کاروان کربلا
    روز و شب در انتظار مقدمِ آلِ علی ست
    تشنه کامی ها به دشتِ بیکران کربلا  

     

     

     


      چشم گریان سویت از شام خراب آورده ام
    خیز، ای لب تشنه از بهر تو آب آورده ام
    گر بپرسی داغ تو با سینه خواهر چه کرد
    قامت خم گشته یی بهر جواب آورده ام  

     

     



      آیینه شدی تا که خدا در تو درخشید
    خورشیدترین حادثه ها در تو درخشید
    بر دوست همان روز که با حنجره ی خون
    گفتی تو «بلی» کرب و بلا در تو درخشید  

     



      سفر کردم به دنبال سر تو
    سپر بودم برای دختر تو
    چهل منزل کتک خوردم برادر
    به جرم این که بودم خواهر تو  


     

     


      گوش کن بانگ جرس از دل صحرا آید
    ناله ای سخت جگر سوز و غم افزا آید
    پیشباز اسرا دختر زهرا آید
    به گمانم ز سفر زینب کبرا آید  

     

     

                        

                  



      اربعین آمد و اشگم ز بصر می آید   
    گوییا زینب محزون ز سفر می آید
    باز در کرب و بلا شیون و شینی برپاست   
    کز اسیران ره شام خبر می آید  

     

     

                   


      بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد
    دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد
    دلش چون کربلا کوی حسین است و نمی داند
    که همچون دوردستان آروزی کربلا دارد
    به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید
    به هر جا هست زینب رو به سوی کربلا دارد  

     


      باز در جان جهان یکسره غوغاست حسین
    این چه شوری ست که از یاد تو برپاست حسین
    این چه رازی ست که صد شعله فرو مرد و هنوز
    روشن از داغ تو ظلمت کده ماست حسین  


                                    

      جهان شد از چه رو کانون ماتم   
    مگر از نو عزای شاه دین است
    حسین آن کو به راه حق پرستی   
    چو بابش فرد بی مثل و قرین است
    ز هفتاد و دو قربانی که او داد   
    ز یزدان در خور صد آفرین است  


     
    بسوز ای دل که امروز اربعین است
    عزای پور ختم المرسلین است
    قیام کربلایش تا قیامت
    سراسر درس، بهر مسلمین است  
                  
     
    بار بگشایید اینجا کربلاست
    آب و خاکش با دل و جان آشناست
    اربعین است اربعین کربلاست
    هر طرف غوغایی از غم ها به پاست 
                 
      من و داغ غمی سنگین چهل روز
    چه ها بر من گذشته این چهل روز
    چهل روز است هجران من و تو
    که هر روزش مرا چندین چهل روز  


      

     
      بــاز دگر بـاره رســیــد اربـعـیــن
    جوش زند خـون حـسـیـن از زمیــن
    شـد چـهـلـم روز عــزای حـسـیــن
    جــان جــهــان بـــاد فدای حـسین 
     

                   


      باز عاشوراییان پیدا شدند
    باز هم سوداییان شیدا شدند
    اربعین غصه های گل کجاست
    اربعین ناله بلبل کجاست
    اربعین عشق، عباست چه شد
    اربعین، فریاد احساست چه شد  

                  



      باز دلم خون شد و چشمم گریست
    آنکه درین روز چون من نیست کیست؟
    باز دگر باره رسید اربعین
    جوش زند خون حسین از زمین

     

         

     

     

     

                      

      

      بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد   
    دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد
    دلش چون کربلا کوی حسین است و نمی داند    

      
    که همچون دوردستان آروزی کربلا دارد
    به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید   
    به هر جا هست زینب رو به سوی کربلا دارد  

     

     

      

      اربعین از نینوای خون بگو   
    اربعین از اعتلای خون بگو
    هان بگو از عشق، از معنای دین   
    وصف عباس آن مراد مومنین
    ما فدای عشق بی آلایش ات   
    ما به قربان تمام خواهشت
    تو مراد عشق بی پایان شدی   
    قبله گاه و معبد پاکان شدی   

     

     

     منابع: 

    ۱-راسخون 

    ۲- تبیان

     

    نوشته شده در شنبه 24 دی ماه سال 1390ساعت 9:49 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    سرّ عدد چهل 

     اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائزاهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست . منزلت اعداد منحصر به اعدادی نظیر پنج ، هفت ، دوازده وچهارده و چهل می شود که برای هریک دلیل یا دلایلی را ذکر کرده اند : عدد پنج به دلیل 5 تن پیامبر اولوالعزم و 5 تن آل عبا، عدد هفت به واسطه 7 آسمان و 7شهر عشق و 7 مرحله سلوک عارفان ، 7 دور طواف خانه خدا. عدد دوازده به دلیل 12 معصوم و12 چشمه ایی که به معجزه حضرت موسی از دل سنگ جوشید ، وعدد چهارده به دلیل 14 معصوم تقدس یافته اند ؛ به همین قیاس برای عدد چهل نیز باید دلایلی موجود باشد : عقل آدمی در چهل سالگی به بالاترین کمال خود در حد استعداد هر فرد می رسد ،... 

     

     

    http://www.tebyan.net/NewIndex.aspx?pid=20957

      

    همچنین 

     مطالب در رابطه با  اربیعین امام حسین (ع) از سایت  تبیان انتخواب شده است  

     

    http://www.tebyan.net 


    ادامه مطلب
    نوشته شده در شنبه 24 دی ماه سال 1390ساعت 9:25 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

    زیارت اربعین 

     اربعین، چهلمین روز شهادت امام حسین علیه السلام است که جان خود و یارانش را فداى دین کرد. ازآنجا که گرامیداشت ‏خاطره شهید و احیاء اربعین وى، زنده نگهداشتن‏ نام و یاد و راه اوست و زیارت، یکى از راههاى یاد و احیاء خاطره است، زیارت‏ امام حسین‏«ع‏» به ویژه در روز بیستم ماه صفر که اربعین آن حضرت است، فضیلت بسیاردارد. امام حسن عسکرى‏«ع‏» در حدیثى علامتهاى ‏«مؤمن‏» را پنج چیز شمرده است:پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه روز که هفده رکعت آن نمازهای واجب و مابقی نوافل می باشد، زیارت اربعین، انگشتر در دست راست کردن، پیشانى بر خاک نهادن در نماز ‏و«بسم الله الرحمن الرحیم» را در نماز،آشکارا گفتن.(1) زیارت اربعین که در این روز مستحب است،


    ادامه مطلب
    نوشته شده در شنبه 24 دی ماه سال 1390ساعت 9:19 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    کربلا از منظر اندیشمندان جهان

    حسین علیه السلام از نظر مسیو ماربین آلمانی

    نهضت حسین از نظر مهاتما گاندی

    محمدعلی جناح درباره حسین سخن می گوید

    حادثه طف از نظر لیاقت علیخان

    پورشو تامداس توندون(6) حسین را می ستاید

    اثر نهضت حسین از نظر گیبون مورخ مشهور

    چارلز دیکنز درباره نهضت حسین اینگونه می گوید

    حسین علیه السلام از نظر توماس کارلایل

    سخنان پروفسور ادوارد براون درباره حادثه طف

    نهضت حسین از نظر فردریک جمس

    ل. م. بوید

    حسین از نظر واشنگتن ایروینک مورخ آمریکایی

    توماس ماساریک درباره حادثه کربلا سخن می گوید

    موریس دوکبری می نویسد:

    عاشورا از نظر دکتر ژوزف فرانسوی

    در این مقاله به نقل گفتاری از نوابغ مذهبی، علمی و سیاسی جهان درباره حضرت سیدالشهداء علیه السلام و فداکاری بی سابقه ای که آن حضرت در راه حمایت از حق و عدالت انجام داده اند، می پردازیم.

    حسین علیه السلام از نظر مسیو ماربین آلمانی

    مسیو ماربین آلمانی درباره امام حسین علیه السلام و علل قیام آن حضرت و نتایج حاصله از آن چنین می نویسد:" حسین بن علی سلام الله علیه نبیره محمد سلام الله علیها که از دختر محبوبه اش فاطمه سلام الله علیها متولد شده، تنها کسی است که در چهارده قرن در برابر حکومت جور و ظلم قد علم کرد، اخلاق و صفاتی که در دوران حکومت عرب پسندیده و قابل احترام بود،


    ادامه مطلب
    نوشته شده در شنبه 24 دی ماه سال 1390ساعت 9:16 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    ·       جابر و زیارت اربعین

    السلام ای نور چشم مصطفی

    السلام ای خامس آل عبا

    یک نظر کن بر غلامت ای شما

    من ترا پیر غلام و زائرم

    یا حسین من جابرم من جابرم

    بر تن صد چاک عریانت سلام

    برعزیزان و شهیدانت سلام

    بر تو و این نوجوانانت سلام

    گو جوابم را تو شاها از کرم

    یا حسین من جابرم من جابرم

    آمدم بهر زیارت یا حسین

    جان جد، تاجدارت یا حسین

    بوسم  این خاک مزارت یا حسین

    من غلام و خانزاد و چاکرم

    یا حسین من جابرم من جابرم

    پس چرا شاها نمی گویی جواب

    بر غلام پیرت از راه ثواب

    قلب زارم را مکن اینسان کباب

    ای حسین جان هدیه من آورده ام

    از برای تو کفن آورده ام

    سدر و کافور از وطن آورده ام

    کن قبول از من مرنجان خاطرم

    یا حسین گویی نداری سر به تن

    با غلام خود نمی گویی سخن

    زیر گل جسم شریفت بیکفن

    من به حال بیکست ناظرم

    یا حسین من جابرم من جابرم

    (کربلا ی) دل پریشان فکار

    ریزد اشک از دیده چون ابر بهار

    گو سخن با جابر محزون زار

    یا حسین من نعمتت را شاکرم

    "نادعلی کربلایی"

    نوشته شده در شنبه 24 دی ماه سال 1390ساعت 9:12 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

     
    با مردی که در حال عبور بود برخورد کردم
    اووه !! معذرت میخوام...
    من هم معذرت میخوام ,
    دقت نکردم
    ما خیلی مؤدب بودیم ، من و این غریبه
    ,خداحافظی کردیم و به راهمان ادامه دادیم 
    http://marshal-modern.ir/Archive/14290.aspx

    ادامه مطلب
    نوشته شده در دوشنبه 19 دی ماه سال 1390ساعت 4:37 PM توسط آبی آسمونی نظرات (3)



     خدایا دستهایی دارم خالی ،

    رو به سویت،

    و عزیزی دارم بهتر از گلبرگ ها ،

    از هر آنچه که خودت نیکتر میدانی بر او دریغ مکن

    نوشته شده در یکشنبه 18 دی ماه سال 1390ساعت 7:10 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

     خدایا عزیزانی دارم آئینه تمام نمای عشق .

    رسمشان معرفت.

    کردارشان جلای روح.

    یادشان صفای دل.

    پس آنگاه که دست نیاز به سوی تو آوردند...

    پر کن از آنچه در مرام خدائیت هست

    نوشته شده در یکشنبه 18 دی ماه سال 1390ساعت 7:08 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    حضرت محمد (ص) :  

    هر کس مردم را از این دعا با خبر کند در گرفتاریش  

      گشایش پیدا میکند... 

      

     سبحان الله یا فارج الهم و یا کاشف الغم/  

     فرج همی و یسر امری و ارحم ضعفی 

    وقله حیلتی و ارزقنی من حیث لا احتسب یا رب العالمین 


     انشالله با انتشار این دعا غمهایتان از بین میرود...


    نوشته شده در یکشنبه 18 دی ماه سال 1390ساعت 7:06 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    خدا را در دلت احساس کن؛ به او توکل کن و قدمهایت را محکم بردار؛ چرا که وقتی

    ایمان شکست می خورد ؛ ترس پیروزی اش را جشن می گیرد.

    به راحتی میشه دوست داشتن را بر زبان آورد، ولی به سختی می شه آنرا اثبات کرد.

     صادق باشید و بدانید عمیق‌ترین و با ریشه‌ترین تکنیک نفوذ در قلب‌ها، صادق بودن

    است.

    ما آمده ایم که زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم، نه به هر قیمتی زندگی کنیم.

    نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت، اما می توان شروع کرد و پایان خوبی داشت.


    همه هستی در کنار ماست، کم سویی چشمهاست که ما را به بیراهه می اندازد.


    ---------------------------------------------------------------------------------------

    ---------------------------------------------------------------------------------------


    زندگی زیباست چشمی باز کن
    گردشی در کوچه باغ راز کن


    هر که عشقش در تماشا نقش بست
    عینک بدبینی خود را شکست


    علت عاشق ز علتها جداست 
    عشق اسطرلاب اسرار خداست

    من میان جسمها جان دیده ام 
    درد را افکنده درمان دیده ام


    دیده ام بر شاخه احساسها 
    می تپد دل در شمیم یاسها


    زندگی موسیقی گنجشکهاست 
    زندگی باغ تماشای خداست


    گر تو را نور یقین پیدا شود 
    می تواند زشت هم زیبا شود


    حال من در شهر احساسم گم است
    حال من عشق تمام مردم است


    زندگی یعنی همین پروازها
    صبحها، لبخندها، آوازها


    ای خطوط چهره ات قرآن من
    ای تو جان جان جان جان من


    با تو اشعارم پر از تو می شود
    مثنوی هایم همه نو می شود


    حرفهایم مرده را جان می دهد
    واژه هایم بوی باران می دهد

    مولانا

    نوشته شده در شنبه 10 دی ماه سال 1390ساعت 5:03 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

    سلام را با علیک بده ،

    جواب تشکر را با تواضع،

    جواب کینه را با گذشت،

    جواب بی مهری را با محبت،

    جواب ترس را با جرأت،

    جواب دروغ را با راستی،

    جواب دشمنی را با دوستی،

    جواب زشتی را به زیبایی،

    جواب توهم را به روشنی،

    جواب خشم را به صبوری،

    جواب سرد را به گرمی،

    جواب نامردی را با مردانگی

    نوشته شده در شنبه 10 دی ماه سال 1390ساعت 4:56 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

    یلدا یعنی:


    ی: یادمان باشد که زندگی

    الف: آنقدر کوتاه است که

    ل: لذت 

    د : دقایقی بیشتر به هم 

    الف: اندیشیدن را باید جشن گرفت...

    .................................

    یادمان باشد زندگی آنقدر کوتاه است که لذت دقایقی بیشتر به هم اندیشیدن را باید جشن گرفت...

    نوشته شده در چهارشنبه 30 آذر ماه سال 1390ساعت 12:12 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    به نام خدا  

    فلسفه خواندن سوره حمد و توحید برای مردگان  

    نخست توجه به این نکته لازم است که ما فلسفه خیلی از احکام را نمی‌دانیم و تنها بخشی از احکام که فلسفه آن در روایات بیان شده، برای ما روشن است .  

     آن چه به نظر می‌رسد آن است که در اسلام فراوان سفارش شده که به یاد مردگان باشید و به نیّت آن‌ها کارهای خیر انجام دهید، زیرا آن‌ها به شدت نیازمند هستند که از طرف دیگران، هدیه‌ای به ایشان فرستاده شود. در عالم خواب، بعضی اموات، به این مطلب اشاره کرده‌اند که شما زنده‌ها، اگر استخوانی که جلو حیوانی می‌اندازید، ثواب آن را برای ما نیت کنید، خداوند به ما پاداش و اجر خواهد داد. در روایات زیادی توصیه و ترغیب به زیارت اهل قبور و احسان نمودن و هدیه دادن به آن‌ها آمده است. در روایتی که از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است آن حضرت چنین می‌فرماید: مردگانتان را که در قبرها آرمیده‌اند از یاد نبرید. مردگان شما امید احسان شما را دارند. مردگان شما زندانی هستند و به کارهای نیک شما رغبت دارند.  

     

    فرآوری : زهرا اجلال گروه دین تبیان


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه 20 آذر ماه سال 1390ساعت 6:56 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    به نام خدا

    زنگ خطری برای نفوذ شیطان


    یکی از عوامل سقوط انسان، که شاید بتوان گفت: خطرناک‌تر از سایر عوامل سقوط است، دنیا طلبی است. زرق و برق دنیا و دلبستگی به آن و به خصوص مشغول شدن به دنیای حرام، انسان را به سقوط عجیبی می­‌کشاند و اگر آدمیان مواظبت لازم را ننمایند و در امتحان‌های الهی مردود گردند، دنیا، مانع پیشرفت معنوی آنان شده و آنان را جهنّمی می‌کند.


    امام حسین«سلام الله علیه» می­فرمایند:

    لقمه حرام

    «النَّاسُ عَبِیدُ الدُّنْیا وَ الدِّینُ لَعِقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ یحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیانُون»[1]

    بنابر تعبیر نورانی آن حضرت، مردم بنده دنیا هستند. تا وقتی در معرض امتحان قرار نگرفته‌اند، ممکن است مردود نشوند. امّا کمتر کسی می‌تواند در امتحان، موفق گردد.

    دنیا به معنای عام، عبارت از ثروت، شهوت و ریاست است و اگر کسی با یکی از این ‌سه عامل امتحان شود، سریلندی او در امتحان مشکل است. اگر انسان دلبستگی به دنیا پیدا کرد، معلوم نیست بتواند در امتحان‌ها نمره بیاورد، حتی اگر از نظر علمی و معنوی، بلند مرتبه باشد. ولی اگر انسان تابع و پیرو امیرالمؤمنین«سلام الله علیه» باشد، در سخت‌ترین امتحانات نیز پیروز می‌شود، چنانکه آن امام بزرگوار فرمودند:

    «وَ اللَّهِ لَوْ أُعْطِیتُ الْأَقَالِیمَ السَّبْعَةَ به ما تَحْتَ أَفْلَاکِهَا عَلَى أَنْ أَعْصِی اللَّهَ فِی نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِیرَةٍ مَا فَعَلْتُه‏»[2]

    وقتی انسان با پول یا ریاست، احساس بی‌نیازی کند، سرکش می­‌شود یا اگر کسی خود را نساخته باشد، در هنگام تحریک غریزه جنسی، مردود می‌شود. امّا آنکه توانسته است خود را بسازد، در مواضع حسّاس، امداد الهی او را نجات می‌بخشد

    به خدا قسم اگر عالم هستی را یک طرف قرار دهند و به من بگویند که به یک مورچه ظلم کن و پوست جو را بی‌جا از دهان مورچه بگیر، نمی­کنم. یعنی عالم هستی اصلاً و ابداً در مقابل ظلم به مورچه، نزد آن امام بزرگوار ارزش ندارد.

    همه و به خصوص شیعیان باید چنین باشند، امّا متأسفانه بسیاری از افراد، در مقابل مال دنیا، خود را گم می‌­کنند.

    «کَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیطْغى‏، أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى‏»[3] ؛ وقتی انسان با پول یا ریاست، احساس بی‌نیازی کند، سرکش می­‌شود یا اگر کسی خود را نساخته باشد، در هنگام تحریک غریزه جنسی، مردود می‌شود. امّا آنکه توانسته است خود را بسازد، در مواضع حسّاس، امداد الهی او را نجات می‌بخشد.  قرآن کریم، از زبان حضرت یوسف«علیه‌السّلام» که توانست در امتحان الهی سربلند شود، می‌فرماید:

    «وَإِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّی کَیدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیهِنَّ وَأَکُن مِّنَ الْجَاهِلِینَ»[4] ؛ یعنی اگر خداوند در صحنه‌­ها به فریاد من نرسیده بود و مرا کمک نکرده بود، به آن زنان تمایل پیدا می­‌کردم و مردود می‌شدم.

     

    فریب دنیا و خسران دنیا و آخرت

    قرآن کریم تعبیر «مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا»[5] را برای دنیای به معنای عام به کار می‌برد و به بشریت هشدار می‌دهد که مراقب فریب دنیا و زندگی دنیوی باشند که موجب سقوط و تباهی آنان خواهد شد.

    «فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا وَ لَا یغُرَّنَّکُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ»[6]

    قرآن کریم در این آیه شریفه، زنگ خطر برای مواظبت از فریب دنیا را در کنار زنگ خطر برای مراقبت از فریب شیطان که ذاتاً فریبنده است، بیان می‌فرماید و این طرز بیان، حاکی از نقش مؤثر دنیا طلبی در سقوط انسان به درّه شقاوت و بدبختی است و ضرورت پرهیز از تمایل و دلبستگی به دنیای فانی را آشکار می‌سازد.

    اگر کسی همّ و غمش دنیا باشد و دلبستگی به آن داشته باشد، اول مصیبتش این است که خداوند به او اعتنا نمی‌کند و دست عنایت خود را از روی سر او بر می‌دارد و بدا به حال کسی که دست عنایت خداوند روی سر او نیست و حق تعالی او را به خودش واگذاشته است

    بنابراین انسان باید با مبارزه و با تحمّل سختی‌های فراوان، به جایگاهی برسد که صفت قناعت پیدا کند و دلبستگی به دنیا نداشته باشد؛ به گونه‌ای که دنیای حرام، نتواند او را فریب دهد. سیر مختصری در تاریخ گواه این واقعیت است که متأسفانه اکثریت قریب به اتفاق آدمیان در اثر دلبستگی به دنیا، در امتحانات الهی مردود شده و موجبات خسران دنیا و آخرت را برای خود و حتی دیگران فراهم کرده‌اند.

     

    مصایب ناشی از دنیا طلبی

    دنیا طلبی

    پیامبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم» می­فرمایند:

    «مَنْ أَصْبَحَ وَ الدُّنْیا أَکْبَرُ هَمِّهِ فَلَیسَ مِنَ اللَّهِ فی شی‏ءٍ وَ أَلْزَمَ قَلْبَهُ أَرْبَعَ خِصَالٍ هَمّاً لَا ینْقَطِعُ عَنْهُ أَبَداً وَ شُغُلًا لَا ینْفَرِجُ مِنْهُ أَبَداً وَ فَقْراً لَا یبْلُغُ غِنَاهُ أَبَداً وَ أَمَلًا لَا یبْلُغُ مُنْتَهَاهُ أَبَدا»[7]

    عبارت«فَلیسَ مِن الله فی شی‏ء»، در قرآن کریم یک مرتبه و برای کسانی که با اجانب ارتباط دارند استفاده شده و در روایات نیز بسیار کم استعمال شده است و به این معناست که خدای تعالی اعتنا به شخص مورد نظر ندارد و از تحت ولایت الهی خارج می‌گردد. به عبارت روشن‌تر، پروردگار عالم رشته ولایت خود را از این شخص قطع می‌کند.

    بر اساس این حدیث نورانی، اگر کسی همّ و غمش دنیا باشد و دلبستگی به آن داشته باشد، اول مصیبتش این است که خداوند به او اعتنا نمی‌کند و دست عنایت خود را از روی سر او برمی‌دارد و بدا به حال کسی که دست عنایت خداوند روی سر او نیست و حق تعالی او را به خودش واگذاشته است. به قول یکی از بزرگان: اگر دنیا طلبی هیچ مصیبتی به جز این نداشت، بس بود که بفهمیم مذموم و مضر است و علاوه بر اینکه خسران دنیا و  آخرت را به همراه دارد، مانع بزرگی برای سعادت و رستگاری است.

    اما این روایت شریف می­فرماید علاوه بر این، در دل شخص دنیاطلب، چهار خصلت پدید می‌آید:

    خصلت اوّل: «هَمّاً لَا ینقَطِعُ عَنهُ أبَداً»، یعنی دل او پر از غم و غصه و دلهره و اضطراب خاطر و نگرانی می‌شود. اکنون جامعه ما چنین است. بسیاری از مردم شبانه روز خود را همراه با غم، غصه و نگرانی سپری می‌کنند تا از دنیا بروند. کمتر کسی پیدا می­شود که غم و غصه و اضطراب خاطر و نگرانی نداشته باشد، مگر اینکه از اولیاء الله باشد؛ کسانی که از گذشته غم و از آینده ترس ندارند و زندگی آنان من‌های غم و غصه و اضطراب خاطر و نگرانی است. خوشا به حال آن کسانی که این حالت را دارند.  «أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُونَ»[8]

    خصلت دوّم: «شُغلاً لَا ینفَرِجُ مِنهُ أبداً»، یعنی دل او مشغول به دنیا است و مادیات آن را برده است. به جای اینکه مشغول معنویات و رابطه با خدا باشد، حتی در نماز خود نیز به فکر دنیا و مادیات است. شبانه روز مشغول دنیا است؛ بیداری او به امور دنیوی می‌گذرد و هنگام خواب نیز خواب دنیا را می­بیند. چنین کسی به جای زندگی، به مرگ تدریجی مبتلا می‌گردد.

    خصلت سوّم: «فَقراً لَا یبلُغُ غِنَاهُ أبَداً» ، یعنی همیشه محتاج است. ممکن است ثروت و امکانات داشته باشد، اما صددرصد محتاج است. الان جامعه ما در احتیاج کامل به سر می‌برد و حتی بسیاری از متموّلین خود را با چک و سفته محتاج کرده‌اند. در روایات آمده است که برخی، دنیا را مثل آب دریا می­‌بینند و هرچه از آن بنوشند، تشنه‌تر می­‌شوند. افراد دنیا طلب که هم و غم آنان دنیاست و همه وقت به فکر دنیا هستند، چنین محتاج می‌شوند. افراد بسیاری وجود دارند که از امکانات خوبی برخوردارند، اما دل آنان محتاج است. گویا فقر و احتیاج، در عمق ذات آنان نهفته است.

    این روایت شریف می­‌فرماید افرادی که دلبستگی به دنیا دارند، معلوم است که نمی­‌توانند استکمال کنند و ساقط می­‌شوند. زیرا دل چنین کسانی محتاج به دنیاست و در حالی که از نظر پول و امکانات و از حیث خوراک، پوشاک، مسکن و ازدواج در رفاه کامل به سر می‌برند، اما مثلاً محتاج ارضای غریزه جنسی هستند. چشم چرانی می‌کنند و همواره به فکر شهوت و امیال جنسی بوده و از فکر همسر و زندگی خویش غافل هستند. 

    خصلت چهارم: «أمَلاً لَا یبلُغُ مُنتَهَاهُ أبَداً»، یعنی آمال و آرزوهای بی‌جا، سراسر وجود انسان دنیاطلب را تسخیر می‌کند. به اندازه‌ای راجع به آرزوهای دور و دراز تخیل می‌کند که گویا قرار است هزار سال در این دنیا زندگی کند و فکر هزار سال دیگر را هم می­کند. ممکن است فردا بمیرد، اما چه افکاری و چه آمال و آرزویی دارد که مصیبت بزرگی برای دل او شده است. افراد دنیاپرست و ریاست طلب و یا کسانی که شهوت جنسی آن‌ها را برده است، اسیر آمال و آرزوهای خود هستند و راه گریزی هم ندارند، مگر اینکه دست از دنیاپرستی بردارند.

    یعنی دنیاطلبی، حبّ دنیا و دلبستگی به مادیات موجب می‌شود که از مرگ بترسند و زیر بار شهادت نروند. آنگاه اجانب و استثمارگرها بر آنان مسلّط می‌شوند، ذخایر و امکانات آنان را می‌برند و اجازه استقلال به آنان نمی‌دهند. افزون بر این، فرهنگ غربی آنان را احاطه می‌کند و منجر به نابودی آنان می‌شود

    دنیاطلبی، موجب سلطه بیگانگان 

    دنیا طلبی

    روایت دیگری از پیامبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم» در برخی کتب معتبر اهل سنّت نقل شده است که فرمودند:

    قال رسول الله: «یوشَک الأمم أن تَداعَى عَلَیکُم کَمَا تَداعى الاکلَة إلَى قصَعتهَا. فَقالَ قَائِل : وَمن قِلّة نَحنُ یومَئذ؟ قَال: بَل أنتُم یومئذ کَثیر، وَ لکِنَّکُم غُثاءً کَغُثاءِ السّیل، وَ لینزعنّ الله مِن صُدور عَدوِّکم المَهابَة مِنکُم وَ لیقذِفَنّ الله فِی قُلوبِکم الوَهن. فَقال قَائِل: یا رسول الله، وَ مَا الوَهن؟ قَال: حُبّ الدُّنیا وَ کرَاهِیةُ المَوت.» [9]

    رسول اکرم فرمودند: زمانی فرا می‌رسد که دشمن بیگانه نظیر گرسنه‌ای که به ظرف غذا حمله می‌کند، بر مسلمانان هجوم می‌آورد. مسلمانان با تعجب پرسیدند: آیا علّت این استثمار، کم بودن تعداد مسلمانان است؟ فرمودند: خیر، بلکه آنان بسیارند، امّا چون مسلمان واقعی نیستند و به اصطلاح پوشالی و توخالی هستند، بیگانگان بر آنان مسلّط می‌شوند و همه امکانات آنان را به یغما می‌برند. نظیر اکنون که استکبار جهانی برای بلعیدن عالم اسلام به بیش از یک میلیارد مسلمان هجوم آورده است و علاوه بر تسلّط بر مسلمانان، در صدد این است که همه استثمار شوند و نوکر اجانب باشند.

    سپس فرمودند: در چنین زمانی، ابهّت مسلمانان از دل کفّار و اجانب می‌­رود و وهن در دل مسلمانان ریخته می­‌شود. از ایشان سؤال شد که وهن چیست؟ فرمودند:

    «حُبّ الدُّنیا وَ کرَاهِیةُ المَوت»

    یعنی دنیاطلبی، حبّ دنیا و دلبستگی به مادیات موجب می‌شود که از مرگ بترسند و زیر بار شهادت نروند. آنگاه اجانب و  استثمارگرها بر آنان مسلّط می‌شوند، ذخایر و امکانات آنان را می‌برند و اجازه استقلال به آنان نمی‌دهند. افزون بر این، فرهنگ غربی آنان را احاطه می‌کند و منجر به نابودی آنان می‌شود.

     

    راهکار رهایی از دنیاطلبی 

    راهکار رهایی از دنیاطلبی و مصایب ناشی از آن، بازگشت به قناعت و زهد و بازگشت به دنیای حلال و مورد تأیید اسلام است. اسلام عزیز نمی‌فرماید که دنیا را فراموش کنید، بلکه دلبستگی به دنیا و پرداختن به دنیای حرام را مذمّت فرموده و در عوض، مسلمانان را برای تلاش در راستای آبادی دنیای حلال، سفارش می‌فرماید.

    «وَ ابْتَغِ فیما آتاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصیبَکَ مِنَ الدُّنْیا»[10]

    قرآن کریم می­‌فرماید: مسلمان باید به صورت توأمان به فکر آبادی دنیا و آخرت خود باشد. یعنی همین‌طور که برای سعادت و رفاه اخروی تلاش می‌کند، باید جهت تأمین خوراک، پوشاک، مسکن و ازدواج خود و اطرافیان و حتی جامعه، سعی وافری داشته باشد تا جامعه اسلامی محتاج نباشد.

     

    پی‌نوشت‌ها :

    1. بحارالأنوار، ج 44، ص 382

    2. نهج‏البلاغة، خطبه 224

    3. علق / 7-6

    4. یوسف / 33

    5. قصص / 61

    6. لقمان / 33

    7. مجموعةورام، ج 1، ص 130

    8. یونس / 62

    9. سنن ابی داوود، ج 2، ص 313

    10. قصص / 77  

    منبع: 

    بخش قرآن تبیان 

    همچنین: 

    http://yahosein72.blogfa.com 

    نوشته شده در یکشنبه 20 آذر ماه سال 1390ساعت 6:40 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

     در احادیثی داریم که مثلاً اگر کسی بر امام حسین (ع) گریه کند یا بگریاند، ثواب و اجر او بهشت می باشد. مگر این گریه چقدر ارزش دارد که چنین ثواب هایی برای آن ذکر شده است؟ امام راحل (ره) در این رابطه می فرماید: گریه کردن بر شهید، زنده نگه داشتن نهضت اوست. اینکه در روایت است که کسی که گریه می کند یا بگریاند و یا به صورت گریه دار خودش را بکند، این جزایش بهشت است، این نهضت امام حسین (ع) را حفظ می کند. امام صادق (ع) می فرمایند: « النفس المهموم لظلمنا تسبیح » کسی که به خاطر ظلمی که بر ما روا داشته شده ناراحت و محزون است، نفس کشیدنش ذکر و تسبیح است.
    نوشته شده در یکشنبه 20 آذر ماه سال 1390ساعت 6:22 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود ، اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی نامیدند

    نوشته شده در یکشنبه 20 آذر ماه سال 1390ساعت 6:13 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    عجیب حکایتی است! "عزیز" ترین ها - حسین(ع) و یوسف(ع) از "گودال" و "چاه" به آسمان عزت رسیده اند. (دکتر سنگری)

    نوشته شده در یکشنبه 20 آذر ماه سال 1390ساعت 6:12 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    ۱این دوتا  شعر رو دوس دارم خیلی 

     

     ۱...

    مفهوم بلند آفتابى عباس

    از گریه کودکان کبابى عباس

    از تشنگیت فرات دلخون گردید

    والله که آبروى آبى عباس  

     

    ***  

    ۲...

    زیر سنگین بارهای کربلا 

    آنکه پشت او نشد خم، زینب است 

                           (حسان)     

    ابیات زیر از بلاگ زیر انتخاب شده: 

    http://takbayti.blogfa.com

    نوشته شده در شنبه 5 آذر ماه سال 1390ساعت 8:47 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

    در ماه محرم همه خونین بصرانیم

    تا وادی هجران و بلا همسفرانیم

    از کرببلا ما دل محنت زده داریم

    از داغ عزیز فاطمه خونین جگرانیم

    نوشته شده در شنبه 5 آذر ماه سال 1390ساعت 8:43 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    شدم پیرِ غمت مولای عطشان 


    چه کردی با دلم ای جانِ جانان 


    بمیرم من نباشم ای حبیبم 


    اگر روزی نگویم یا حسین جان

    نوشته شده در شنبه 5 آذر ماه سال 1390ساعت 8:36 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    یا زینب... 

    صبر را معنا و مفهومی به نام زینب(س) است

    احترام عشق هم از احترام زینب (س) است

    شهر بی میخانه و ساقی نباشد شهر عشق

    نشئگان عشق را مستی زجام زینب (س)است 

    سلام 

    خوبین  

    ماه محرم رو خیلی دوست دارم فردا محرم شروع میشه 

    برا همه دعا کنید نمیگم بعدشم برا من  

    چون  

    خودم جزء همه هستم دیگه 

    دوست دارم دهه اول محرم رو هر روز ش در کنارتون باشم 

    برا  هم دعا کنیم

    نوشته شده در شنبه 5 آذر ماه سال 1390ساعت 8:33 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    داستان آموزنده

    داستان آموزنده از بیل گیتس

    از بیل گیتس پرسیدند: از تو ثروتمند تر هم هست؟

    گفت: بله فقط یک نفر.

    از بیل گیتس پرسیدند: از تو ثروتمند تر هم هست؟

    گفت: بله فقط یک نفر.

    - چه کسی؟

    - سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشه‌های خود و در

    حقیقت به طراحی مایکروسافت می اندیشیدم، روزی در فرودگاهی در نیویورک بودم

    که قبل از پرواز چشمم به نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه

    خیلی خوشم اومد، دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد

    ندارم. خواستم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی

    این نگاه پر توجه مرا دید گفت این روزنامه مال خودت؛ بخشیدمش؛ بردار برای خودت.

    گفتم: آخه من پول خرد ندارم!

    گفت: برای خودتبخشیدمش!

    سه ماه بعد بر حسب تصادف توی همان فرودگاه و همان سالن پرواز داشتم. دوباره

    چشمم به یک مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همان

    بچه بهم گفت این مجله رو بردار برای خودت.

    گفتم: پسرجون چند وقت پیش من اومدم یه روزنامه بهم بخشیدی تو هر کسی میاد

    اینجا دچار این مسئله می شه، بهش می‌بخشی؟!

    پسره گفت: آره من دلم می خواد ببخشم؛ از سود خودم می‌بخشم.

    به قدری این جمله پسر و این نگاه پسر تو ذهن من موند که با خودم فکر کردم

    خدایا این بر مبنای چه احساسی این را می‌گوید.

    بعد از ۱۹ سال زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد رو پیدا کنم

    تا جبران گذشته رو بکنمگروهی را تشکیل دادم و گفتم بروند و ببینند در

    فلان فرودگاه کی روزنامه می فروخته. یک ماه و نیم تحقیق کردند متوجه شدند

    یک فرد سیاه پوست مسلمان بوده که الان دربان یک سالن تئاتره. خلاصه دعوتش

    کردند اداره؛

    از او پرسیدم: منو می شناسی؟

    گفت: بله! جناب عالی آقای بیل گیتس معروفید که دنیا می شناسدتون.

    گفتم: سال ها قبل زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه می‌فروختی دو بار چون

    پول خرد نداشتم به من روزنامه مجانی دادی، چرا این کار را کردی؟

    گفت: طبیعی است، چون این حس و حال خودم بود.

    گفتم: حالا می‌دونی چه کارت دارم؟ می‌خواهم اون محبتی که به من کردی را

    جبران کنم.

    جوان پرسید: چه طوری؟

    - هر چیزی که بخواهی بهت می‌دهم.

    (خود بیل‌گیتس می‌گوید این جوان وقتی صحبت می‌کرد مرتب می‌خندید)

    جوان سیاه پوست گفت: هر چی بخوام بهم می دی؟

    - هر چی که بخواهی!

    - واقعاً هر چی بخوام؟

    بیل گیتس گفت: آره هر چی بخواهی بهت می دم، من به ۵۰ کشور آفریقایی وام

    داده‌ام، به اندازه تمام آن‌ها به تو می‌بخشم.

    جوان گفت: آقای بیل گیتس نمی تونی جبران کنی!

    گفتم: یعنی چی؟ نمی‌توانم یا نمی‌خواهم؟

    گفت: می‌خواهی اما نمی‌تونی جبران کنی.

    پرسیدم: چرا نمی‌توانم جبران کنم؟

    جوان سیاه پوست گفت: فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو

    بخشیدم ولی تو در اوج داشتنت می‌خواهی به من ببخشی و این چیزی رو جبران

    نمی‌کنه. اصلا جبران نمی‌کنه. با این کار نمی‌تونی آروم بشی. تازه لطف شما

    از سر ما زیاد هم هست!

    بیل گیتس می‌گوید: همواره احساس می‌کنم ثروتمندتر از من کسی نیست جز این

    جوان ۳۲ ساله مسلمان سیاه پوست

    نوشته شده در چهارشنبه 25 آبان ماه سال 1390ساعت 5:30 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    اگر هنگام گذاشتن هویج در یخچال، سر آن را ببرید مدت بیشتری تازه می ماند و پلاسیده نمی شود.


    اگر مهمان دارید و می خواهید چای شما زود آماده شود به اندازه یک استکان آب در کتری بریزید و بگذارید به جوش آید. وقتی جوشید با آن چای خود را دم کنید و سپس کتری را پرکنید تا بجوشد. وقتی جوش آمد، چای غلیظ به دست آمده را رقیق کنید. دیگر فرصت بیشتری برای دم کشیدن نیاز نخواهید داشت.

    خش های ظروف بلوری را می توانید با خمیر دندان صیقل داده و محو کنید.


    اگر آب گوشت را قبل از پخت بگیرید، هنگام پختن (بخصوص به شیوه بیفتک) کمتر سفت می شود.


    اگر سوراخ های بخار اتوی شما گرفته است، نصف استکان سرکه در آن بریزید و بگذارید یک شب بماند.


    http://yazdan-h.blogfa.com/

    ادامه مطلب
    نوشته شده در چهارشنبه 25 آبان ماه سال 1390ساعت 4:51 PM توسط آبی آسمونی نظرات (1)

    • طفی که مرا شبانه اندوخته ای – امروز چو زلف خود پس انداخته ای
    • چشم توز می مست و من از چشم تو مست – زان مست بدین مست نپرداخته ای
    • با من ترش است روی یار قدری – شیرینتر از این ترش ندیدم شکری

    *امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی،حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروزدر زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: “سلام”، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم میخواهی چیزی را به من بگویی، اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.

    * *تمام روز با صبوری منتظرت بودم، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی، متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه میکنی، شاید چون خجالت می کشیدی، سرت را به سوی من خم نکردی.

    * *تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری، بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند وتو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت میبری، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه میکردی، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی.

    * *موقع خواب، فکر می کنم خیلی خسته بودی، بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد، آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!

    * *احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را میکنی، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب، من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی.

    * *آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم، من هرگز دست نخواهم کشید.*

    *دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی…* *دوست و دوستدارت: خدا*

    نوشته شده در چهارشنبه 25 آبان ماه سال 1390ساعت 4:48 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    شکل گرفتن شخصیت فرد بسته چگونه فکر کردن اوست.

     

     http://yazdan-h.blogfa.com/

    همه ما خوب میدانیم هدف از تولد بشر در این کره خاکی چیست"

    همیشه هر کسی سعی بر این دارد صاحب کمالات گردد صاحب شخصیتی والا

    یا صاحب نام . ضمنا برای ارزیابی نوع بشر نیازی به ترازو نیست که

    بعد از قرار دادن ان شخص در ترازو وزن فیزیکی او را سنجیده و به همان اندازه

    برای او احترام قائل بشویم.خیر"انسانها بر اساس: شعور" درک" منطق" و

    اعتقاد و اعتبار و احترام قیمت گذاری میشوند"

    ادامه مطلب
    نوشته شده در چهارشنبه 25 آبان ماه سال 1390ساعت 4:47 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد / ایمان به جز از حب علی پایه ندارد

    گفتم بروم سایه لطفش بنشینم / گفتا که علی نور بود سایه ندارد

    عید غدیر مبارک

    .

    نوشته شده در چهارشنبه 25 آبان ماه سال 1390ساعت 4:33 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)

    دلم میخواد بدون هیچ تعصبی مطلب رو بخونید.و آخر هم بخونید هرچند طولانی هست.امروز اجازه میخوام مستقیم با آقایون عزیز حرف بزنم...طرف حرف من اونهایی هستند که زنهاشون عاشقشون هستند...واقعا براشون بانوی زندگی هستند...و برای کسایی که عاشق زندگی و عشقشون هستند و میخوان با دوام بمونه این زندگی...

    زن محکوم بدون جرم دنیا:

    چون متولد میشوی محکومی که چرا پسر نیستی...پسر نسل را دوام میبخشد...

    و این شروع یک زندگیست...محکوم بی اینکه جرمی مرتکب شده باشی...

    قوانین رو شرح نمیدم تفاوت ها رو نمیگم شاید همه بدونیم...قضاوت نمیکنم در حدش نیستم...

    یه گپ دوستانه هست و درد خیلی از زنهایی که از ترس نه و به خاطر گرم نگه داشتن کانون

    خونه هاشون مهر سکوت ابدی به لبهاشون زدن و این درد رو با خود به خونه ابدی میبرن...


    ادامه مطلب
    نوشته شده در چهارشنبه 25 آبان ماه سال 1390ساعت 3:54 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)


     http://shady20.blogfa.com/ به همراه لینک دانلود آهنگ

    باران که می آید گویی زلال تر میشوم...

    آنقدر زلال که اعماق دلم را چون آیینه میبینم...

    آنقدر زلال که دست احساسم رو میشود...

    آنقدر زلال که عمق دلتنگی هایم را حس میکنم... 

     


    ادامه مطلب
    نوشته شده در چهارشنبه 25 آبان ماه سال 1390ساعت 3:48 PM توسط آبی آسمونی نظرات (0)


     Design By : Pichak